X
تبلیغات
ایرانیان در اتریش
درآمد سالانه اتریش از صنعت گردشگری: 42 میلیارد یورو

وین - صنعت گردشگری در اتریش سالانه 42 میلیارد یورو برای این کشور درآمد دارد.

به گزارش ایرنا، اتریش در بخش امور زیربنایی گردشگری، مقام نخست را در سطح جهان کسب کرده است.

طبق گزارش اتاق بازرگانی اتریش، این کشور در رتبه بندی رقابت گردشگری در جهان، مقام سوم را بدست آورده است.

اتریش در زمینه امنیت گردشگران نیز مقام هفتم را در سطح جهان از آن خود کرده است.

سرزمین آلپ و دانوب در زمینه محیط زیست نیز در جایگاه ششم قرار گرفته است.

صنعت گردشگری در اتریش سالانه 42 میلیارد یورو برای این کشور درآمد دارد که این رقم برابر با 15 درصد از نرخ تولیدات ناخالص داخلی است.

در این میان شهر وین پایتخت اتریش نقش مهمی در جذب گردشگران دارد.

طبق جدیدترین آمار منتشره ، در دو ماهه نخست سالجاری میلادی در مجموع یک میلیون و 289 هزار اقامت شبانه توریست در شهر وین به ثبت رسیده است که این رقم در مقایسه با سال قبل حدود 5/2 درصد افزایش نشان داده است.

محبوب ترین محل برای گردشگران ˈکاخ شونبرونˈ در وین است. کاخ شونبرون که بیش از 1400 اتاق دارد، اقامتگاه تابستانی پادشاهان اتریش بوده است و اکنون یکی از آثار مهم فرهنگی این کشور می باشد.

+ نوشته شده توسط مهران در Mon 15 Apr 2013 و ساعت 0:58 |
بیمار دزدی و معامله بیمار در آمبولانس!!!!!

 

«بیماردزدی» در ایران ابعاد نگران‌کننده‌ای پیدا کرده است


 

شیرین فامیلی
در روزهای اخیر مسئله «بیماردزدی» به هنگام خدمات اورژانسی توجه رسانه‌ها و مسئولان بهداشت و سلامت در ایران را جلب کرده است.

سلیمان عباسی سخنگوی کمیسیون بهداشت و درمان مجلس به خبرگزاری تسنیم گفته است که این کمیسیون از حدود سه ماه پیش با دستگاه‌های مسئول برای «برخورد با پدیده ناهنجار زیر میزی و بیماردزدی» جلسات مشترکی داشته است.

این دزدی به گفته مسئولان بهداشتی کشور، هنگامی انجام می‌گیرد که فرد بیمار در آمبولانس و در حال انتقال به بیمارستان است. گرچه که قرار است این بیمار به یک بیمارستان دولتی منتقل شود، ولی همراهان وی در آمبولانس ناگهان او را به یک بیمارستان خصوصی می‌سپارند. این اقدام از طریق قانع کردن همراه بیمار به اینکه بیمارستان مورد نظر آنها خدماتش بهتر است وغیره انجام می‌گیرد.

به نوشته «روزنامه سلامت» برخی از رانندگان آمبولانس‌ها به واسطه تبانی صورت گرفته از سوی برخی بیمارستان‌های خصوصی حتی پیش از تحویل بیمار و بستری شدن بیمار پورسانت ویژه‌ای از مسئولان بیمارستان دریافت می‌کنند.

آمبولانس‌هایی در ورودی‌های شهر تهران، در کمین آمبولانس‌های حامل بیمار از شهرستان‌ها می‌ایستند و در ازای پرداخت پولی بیمار را تحویل گرفته و او را به مراکز درمانی مورد نظرشان منتقل می‌کنند.

این وضع آنگونه که دکتر محمد مهدی قیامت رئیس انجمن بیهوشی ایران به خبرگزاری تسنیم گفته است، تا آنجا پیش رفته که «برخی مواقع نیز مشاهده شده که بیمار را در آمبولانس‌ها معامله می‌کنند».

«روزنامه سلامت» می‌نویسد که بیماردزدان «در غالب موارد با ایجاد واهمه و نگرانی در دل همراهان بیمار، خانواده بیمار را خام کرده و آنها را در بین راه به مسیر دیگری سوق می‌دهند.»

گزارش‌های دیگری حاکی است که آمبولانس‌هایی در ورودی‌های شهر تهران، در کمین آمبولانس‌های حامل بیمار از شهرستان‌ها می‌ایستند و در ازای پرداخت پولی بیمار را تحویل گرفته و او را به مراکز درمانی مورد نظرشان منتقل می‌کنند.

در همین رابطه دکتر انوشیروان محسنی بندپی نایب رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس هشتم در مطلبی هشداردهنده در روزنامه سلامت، با ذکر اینکه بیماردزدی به یک چالش نگران‌کننده در نظام درمانی کشور تبدیل شده، نوشته است: «پدیده بیماردزدی متاسفانه غالب موارد گریبانگیر اقشاری می‌شود که توانایی پرداخت هزینه‌های درمان خصوصی را ندارند».

سابقه طولانی بیماردزدی

گرچه مسئولان اخیرا به فکر مقابله با بیماردزدی افتاده‌اند، اما بر اساس گزارش‌ها این مسئله سابقه‌اش به حدود ۵ سال پیش می‌رسد.

در بهمن سال ۸۷ سعید مروتی عضو هیئت تجدید نظر نظام پزشکی تهران در گفت‌وگویی با خبرگزاری مهر درباره کاهش تعرفه‌های پزشکی و عواقب ناشی از آن هشدار داده و گفته بود: «وقتی تعرفه‌های درمان پایین باشد "بیماردزدی" توسعه پیدا می‌کند و پزشکان به دنبال جذب بیمار با استفاده از هر روشی هستند».

به دنبال آن در آبان‌ماه سال ۸۸ شاهرخ رامین مخبر کمیسیون بهداشت مجلس به خبرگزاری‌ها گفته بود: «به دلیل نابسامانی‌های گسترده در نظام بهداشت کشور و شیوع و گسترش فساد مالی، نبود کنترل و نظارت کافی در شبکه‌های درمانی، پدیده بیماردزدی گسترش نگران‌کننده‌ای یافته است».

در آبان‌ماه سال گذشته نیز دکتر غلامرضا معصومی رئیس اورژانس کشور در هجدهمین نمایشگاه بین المللی مطبوعات در گفت‌وگویی با خبرگزاری جوان با ذکر این نکته که این مسئله در حوزه دولتی امکان‌پذیر نیست، چون تمام مکالمات از سوی مرکز اورژانس ضبط می‌شود، گفته بود: «اما این چالش در مورد آمبولانس‌های خصوصی وجود دارد و نمی‌توان منکر آن شد».

دلایل بیماردزدی و راهکارهای مقابله

مسئولان و دست‌اندرکاران بهداشتی معتقدند که «بیماردزدی» و «زیر میزی گرفتن» که هر دو از ناهنجارهای جدی در شبکه خدمات پزشکی ایران محسوب می‌شوند دلایل مختلفی دارند.

یکی از دلایل اصلی رشد پدیده بیماردزدی در ایران به گفته دکتر محمد مهدی قیامت رئیس انجمن بیهوشی: «کم‌توجهی به اقتصاد درمان و سلامت و به تازگی کاهش چشمگیر ارزش پول ملی» است.

او در گفت‌وگو با شفا آنلاین گفته است که باید تعرفه‌ها واقعی و به‌روز شود، ارتباط مالی بین پزشک و بیمار قطع گردد و سطح حقوق و درآمد پزشکان نیز اصلاح شود».

دکتر قیامت که کارشناس دادسرای جرایم پزشکی نیز هست در گفت‌وگو با شفا آنلاین همچنین بر نقش بیمه‌ها و بویژه بیمه‌های تکمیلی در این زمینه تاکید داشته است زیرا که به گفته او این بیمه‌ها «کارشان فقط مسائل مالی است».

خلاء قانونی

در آبان‌ماه گذشته دکتر غلامرضا معصومی، رئیس فوریت‌های پزشکی کشور در گفت‌وگو با خبرگزاری جوان آنلاین بر مسئله تخلف آمبولانس‌های خصوصی و برخی پزشکان خصوصی اشاره کرده و گفته بود که چنین پزشکی «حاضر است برای انتقال بیمار به بیمارستان محل کارش و انجام چنین عملی، مبالغ میلیونی پول بپردازد و این مسائل اگر چه برای حرفه پزشکی پسندیده نیست اما وقتی قوانین کامل نیست، وقوع چنین پدیده‌هایی نباید برایمان عجیب باشد».

برخی مواقع نیز مشاهده شده که بیمار را در آمبولانس‌ها معامله می‌کنند.

او خواستار بازنگری قانون اورژانس‌های خصوصی است و می‌گوید که این قانون ۴۶ سال است بازنگری نشده و «مجلس هم حتی زحمت بررسی و تصویب لایحه اصلاح قانون اورژانس‌های خصوصی را به خود نمی‌دهد».

بر اساس قانون «اورژانس‌های خصوصی»، به آمبولانس متخلف ابتدا سه بار تذکر شفاهی داده می‌شود و در صورت تکرار تخلف تذکر کتبی و در صورت ادامه تخلف، پرونده به کمیسیون ماده ۱۱ و ۲۰ و در صورت لزوم به بخش تعزیرات حکومتی و دادگاه ارجاع داده می‌شود.

مسئولان و دست‌اندرکاران بهداشت اما می‌گویند از آنجا که در قوانین و بطور مشخص در قانون اورژانس‌های خصوصی از موضوعی به نام «بیماردزدی» و یا مشابه آن نامی برده نشده، روشن نیست که با این تخلف جدید بر اساس قانون موجود چگونه باید برخورد کرد.
+ نوشته شده توسط مهران در Mon 28 Jan 2013 و ساعت 19:47 |

نوجوان آلمانی که به میدان سرخ پرواز کرد

در سال ۱۹۸۷ میلادی، نوجوانی از آلمان غربی با عبور از سیستم دفاع هوایی شوروی و فرود آوردن هواپیمای سسنای خود در میدان سرخ مسکو جهان را شگفت‌زده کرد.

او بیش از یک سال زندانی شد، اما با گذشت نزدیک به یک ربع قرن، از کارش پشیمان نیست.

نزدیک به ۲۵ سال پیش، وزیر امور خارجه اتحاد جماهیر شوروی اعلام کرد که با درخواست تجدیدنظر یک نوجوان آلمانی در مورد محکومیتش به زندان، مخالفت شده است.

ماتیاس روست، که در آن زمان تنها ۱۹ سال داشت، یک تنه ۷۵۰ کیلومتر پرواز کرده بود و با عبور از همه سپرهای دفاعی شوروی، با یک هواپیمای تک‌موتوره در آستانه کاخ کرملین فرود آمده بود.

ایده این کار، یک سال قبل از آن و زمانی به ذهنش رسیده بود که در منزل والدینش در هامبورگ، در آلمان غربی، در حال تماشای تلویزیون بود؛ اجلاسی با حضور روسای جمهور ایالات متحده آمریکا و شوروی به تازگی و بدون نتیجه پایان یافته بود و این نوجوان که علاقه بسیاری به سیاست داشت، احساس می‌کرد که باید کار متفاوتی کرد.

او می‌گوید: "فکر می‌کردم که هر انسانی در جهان در قبال پیشرفت، مسئول است و منتظر فرصتی بودم تا بتوانم نقش خودم را ایفا کنم."

روست قبلا گواهینامه پروازش را گرفته بود و تا ۵۰ ساعت را در آسمان گذرانده بود که تصمیم گرفت مهارتش را برای چیزی مفید به کار گیرد.

روست محکوم به گذراندن ۴ سال در اردوگاه کار اجباری شد

خودش می‌گوید: "فکر می‌کردم که می‌توانم از هواپیمایم استفاده کنم تا پلی خیالی بین غرب و شرق بسازم و نشان دهم که مردمان بسیاری در اروپا مایل به بهبود روابط این دو جهان هستند."

شاید نوجوانان آرمانگرای بسیاری، آرزو داشتند با اعمالی جسورانه در مسیر تحقق صلح جهانی گام بردارند، اما فرق روست این بود که واقعا نقشه‌هایش را عملی کرد.

روز ۱۳ می ۱۹۸۷ او به والدینش گفت که می‌خواهد با یک هواپیمای سسنا دورتادور اروپای شمالی را پرواز کند، تا ساعات پروازش را افزایش دهد و بتواند گواهینامه خلبانی حرفه‌ای بگیرد.

ایستگاه اول او در جزایر شتلند و بعد، جزایر فارو بود. او در هر یک از این جزایر یک شب را گذراند.

پس از آن، به ریکیاویک، پایتخت ایسلند، رفت و از آنجا به برگن در نروژ. تا اینکه روز ۲۵ می به هلسینکی، پایتخت فنلاند، رسید.

او چند روزی را در آنجا گذراند تا مطمئن شود که شجاعت لازم را برای عملی کردن نقشه‌اش دارد.

او حق داشت مضطرب باشد.

در آن زمان، اتحاد جماهیر شوروی بزرگترین سیستم دفاع هوایی جهان را داشت. کمتر از ۵ سال پیش از آن، یک هواپیمای غیرنظامی کره جنوبی، به دلیل عبور غیرعمد از حریم هوایی شوروی، سرنگون شده بود و همه ۲۶۹ سرنشین آن کشته شده بودند.

روست می‌گوید: "البته که می‌ترسیدم جانم را از دست بدهم. سبک-سنگین می‌کردم ببینم آیا واقعا مسئولانه و منطقی است که دست به چنین کار خطرناکی بزنم؟ در آخر به این نتیجه رسیدم که باید خطر کرد."

صبح روز ۲۸ می، او به کنترل پرواز فرودگاه هلسینکی گفت که به سمت استکهلم در سوئد، خواهد رفت.

او حتی در آن لحظه هم مطمئن نبود که به کارش ادامه خواهد داد.

او می‌گوید: "تصمیم نهایی را حدود نیم ساعت پس از حرکت گرفتم. جهتم را به یکباره به ۱۷۰ درجه تغییر دادم و راهی مسکو شدم."

در هلسینکی، متصدیان کنترل پرواز داشتند نگران می‌شدند؛ روست داشت مسیر اشتباهی را می‌رفت و پیش از آنکه بتوانند با او تماس رادیویی برقرار کنند، از صفحه رادار آنها محو شد.

عملیات نجات بزرگی توسط گارد ساحلی فنلاند آغاز شد و هنگامی که یک لکه روغنی روی سطح دریا دیده شد، غواص‌ها برای پیدا کردن لاشه هواپیما وارد عمل شدند.

در حالی که آنها در جستجوی او بودند، روست امن و امان در کابین هواپیمایش، داشت با عبور از استونی، وارد حریم هوایی شوروی می‌شد.

هواپیمای روست: سسنا ۱۷۲ اسکاهاوک

  • هواپیمای سبک‌وزن پرطرفدار: روست یکی از آنها را برای ۳ هفته از باشگاه خلبانی اجاره کرد
  • چهار صندلی، مجهز به مخزن سوخت اضافه، دارای قابلیت پرواز بین ۳۲۴ تا ۱۳۸۹ کیلومتر
  • تجهیزات: نقشه، کیسه خواب، ۴ گالن روغن موتور، جلیقه نجات و کلاه ایمنی موتورسواری

رادار شوروی ظرف چند دقیقه او را شناسایی کرد و کمتر از یک ساعت بعد، یک جنگنده میگ به او نزدیک شد.

خودش می‌گوید: "جنگنده از سمت چپ من گذشت. فاصله‌اش به‌قدری کم بود که دو خلبانی را که در کابین نشسته بودند و البته ستاره سرخ روی بال هواپیما را به خوبی می‌دیدم."

روست وحشت‌زده شده بود، ولی جنگنده به جای حمله، از کنارش گذشت و در ابرها ناپدید شد.

ترکیبی از خطای انسانی و شانس باورنکردنی باعث شده بود که آنها هواپیمای روست را با یک هواپیمای خودی اشتباه بگیرند.

سقوط یک هواپیما در روز پیش از آن و عملیات نجات که هنوز ادامه داشت، به همراه پرواز آموزشی خلبان‌های جدید، باعث گیج شدن مراکز کنترل پرواز شده بود.

به هر ترتیب، روست موفق شد بدون رودررو شدن دوباره با نیروهای دفاع هوایی اتحاد جماهیر شوروی، صدها کیلومتر دیگر در حریم هوایی شوروی پرواز کند و به پایتخت برسد.

او می‌گوید: "باورم نمی‌شد جان سالم به در برده‌ام. حساب کرده بودم که شانس زنده ماندنم پنجاه پنجاه است و وقتی به مقصد رسیدم، مطمئن شدم که خیلی شانس آورده‌ام."

هنگامی که ساختمان‌های رنگی مسکو را دید، خیالش کمی آسوده شد، ولی دیری نپایید که متوجه شد فرود سختی در پیش خواهد داشت.

او می‌خواست هواپیما را وسط میدان سرخ فرود آورد تا تاثیر رسانه‌ای زیادی داشته باشد، ولی این میدان پر از آدم بود.

حالا او یک معلم یوگا و تحلیلگر اقتصادی است

روی زمین هم شهروندان شوروی ایستاده بودند و با تعجب به هواپیمای سفید کوچکی خیره بودند که تنها ۱۰ متر بالاتر از سطح زمین در حال پرواز بود.

در آخر، روست در کنار کلیسای سنت باسیل، یک پل چهاربانده دید، یک دور دیگر زد و در آنجا به زمین نشست.

بعدها، وقتی توسط پلیس روسیه بازجویی می‌شد، فهمید که این پل معمولا توسط کابل‌هایی ضخیم مسدود شده است و فرودش می‌توانست محال باشد.

اما بخت با او یار بود، چون صبح همان روز، کابل‌ها را برای تعمیرات جمع کرده بودند.

روست می‌گوید: "پلیس فرض کرده بود من همکارانی در مسکو دارم و هماهنگی لازم صورت گرفته بود تا بتوانم فرود بیایم."

حدود ساعت ۷ بعد از ظهر، هنگامی که خورشید داشت غروب می‌کرد، روست هواپیمای خود را به سمت میدان راند و در میان جمعیتی که دورش تجمع کرده بودند، پیاده شد.

آنها می‌خواستند بدانند این جوان خارجی از کجا آمده و چرا آنجا بود؟

روست به آنها گفت که "به عنوان سفیر صلح از آلمان" آمده است.

وقتی مردم خوشحال از ملاقات یکی از متحدان، مشغول دست دادن با او بودند، مجبور شد به آنها توضیح دهد که برخلاف تصورشان، از "آن یکی آلمان" آمده است: آلمان غربی و نه آلمان شرقی کمونیست.

دکتر رابین استات، پزشکی بریتانیایی بود که در آن روز به عنوان یکی از اعضای یک گروه فشار ضدهسته‌ای در مسکو حضور داشت.

خشم رهبران شوروی

روست سیستم دفاع هوایی شوروی با ۲۲۵۰ هواپیما و ۱۰ هزار موشک زمین به هوا را درنوردید

میخائیل گورباچف، رهبر شوروی، نشست فوری پولیتبورو (دفتر سیاسی حزب کمونیست) را برگزار کرده و به سختی از وزرای دفاع هوایی به خاطر بی‌توجهی انتقاد می‌کند

سرگئی سوکولوف، وزیر دفاع مجبور به بازنشستگی و الکساندر کولدونوف، رئیس دفاع هوایی اخراج می‌شود

حدود ۱۵۰ نفر از مسئولان از سمت خود برکنار می‌شوند

او برای استراحت، از سالن کنفرانس خارج شده و مشغول بازدید از اماکن تاریخی مسکو بود که روست با هواپیمایش درست در مقابلش فرود آمد.

او می‌گوید: "چیز عجیبی بود. هیچ‌یک از ما نمی‌دانستیم چه خبر است. همه تحت‌تاثیر قرار گرفته بودند. حتی نیروهای امنیتی می‌گفتند که او جوان خیلی شجاعی است."

هنگامی که پلیس از شوک فرود آمدن یک هواپیمای غیرمجاز در مقابل کاخ کرملین به خود آمد، روست دستگیر شد.

او ساعت‌ها تلاش کرد تا مسئولان را متقاعد کند که با تصمیم فردی، دست به چنین عملی زده و کارش بخشی از یک "عملیات شیطانی" توسط دولت‌های خارجی نبوده است.

در کاخ کرملین نیز همه شوکه شده و از این حادثه تحقیرآمیز خشمگین بودند.

اما بعید نیست که رئیس‌جمهور گورباچف فهمیده بوده باشد که می‌تواند از این فرصت به نفع خود استفاده کند تا از شر مسئولان نظامی که سد راه برنامه اصلاحات او شده بودند، خلاص شود.

ظرف چند روز، وزیر دفاع مجبور به استعفا و رئیس سرویس دفاع هوایی اخراج شد.

طی چند ماه پس از آن هم بیش از ۱۵۰ نفر از مسئولیت خود برکنار شدند.

روست متهم به زیر پا گذاشتن قوانین بین‌المللی پرواز و عبور غیرقانونی از مرز شوروی شد و اتهام خود را پذیرفت.

البته او اتهام "خرابکاری با انگیزه بدخواهانه" را، پس از اندکی سردرگمی در دادگاه، رد کرد.

قاضی او را به دلیل آنچه عمل ماجراجویانه خواند، محکوم به گذراندن چهار سال در اردوگاه کار اجباری کرد.

او می‌گوید: "برای من که تنها ۱۹ سال داشتم، خیلی سخت بود ۲۳ ساعت در روز محبوس باشم. برای خوردن غذا مشکل داشتم و وزن زیادی از دست دادم."

اما در سال ۱۹۸۸ میلادی، پس از امضای یک معاهده منع گسترش تسلیحات هسته‌ای بین ریگان و گورباچف، روست پس از گذراندن تنها ۱۴ ماه زندان، به نشانه حسن‌نیت آزاد شد.

پرواز روست به‌قدری خارق‌العاده بود که وارد فرهنگ عامه شوروی شد و میدان سرخ را برای مدتی، به شوخی، شرمتیوو ۳ می‌نامیدند؛ شرمتیوو ۱ و شرمتیوو ۲ دو فرودگاه در نزدیکی مسکو هستند.

یک سال پس از بازگشت به هامبورگ، روست با چاقو به یکی از همکارانش در بیمارستانی که در آن مشغول به کار بود، حمله کرد و دوباره زندانی شد.

حالا او زندگی خود را به عنوان یک تحلیلگر اقتصادی و معلم یوگا می‌گذراند.

او می‌گوید به هیچ‌وجه از کاری که کرده پشیمان نیست و معتقد است که به رئیس‌جمهور گورباچف کمک کرده است تا اصلاحات خود را پیش ببرد.

او می‌گوید: "اعتقاد راسخ دارم که به او کمک کردم تا پرسترویکا و گلاسنوست (اصلاحات اقتصادی و شفافیت سیاسی) را بسیار سریع‌تر از آنچه بدون کمک من می‌توانست، انجام دهد."

bbc

+ نوشته شده توسط مهران در Fri 25 Jan 2013 و ساعت 18:0 |

ایران

شرکت هواپیمایی اتریش پرواز به ایران را متوقف کرد

شرکت هواپیمایی اتریش که زیر مجموعه‌ی لوفت ‌هانزای آلمان است کلیه پروازهای خود به تهران را در سال ۲۰۱۳ میلادی لغو کرد. مسائل اقتصادی، به ویژه سقوط شدید ارزش ریال علت این تصمیم عنوان شده است.

کمتر از یک هفته پس از توقف همکاری شرکت‌های هواپیمایی فرانسه و هلند با جمهوری اسلامی شرکت هواپیمایی اتریش (AUA) جمعه ۱۸ ژانویه/ ۲۹ دی رسما قطع پرواز به تهران را تایید کرد.

پتر تی‌یر سخنگوی شرکت اتریشی به خبرگزاری رسمی این کشور گفت توقف پرواز به تهران از روز ۱۳ ژانویه آغاز شده است. او می‌گوید پروازهای تهران از برنامه‌ی مسافرت‌های تابستانی که از ماه مه آغاز می‌شود حذف شده و توقف همکاری با ایران تا پایان سال جاری ادامه خواهد داشت.

توقف پرواز به دلیل سقوط ارزش ریال

نشریه اقتصادی "فرمات" ۱۸ ژانویه نوشت توقف پرواز هواپیماهای اتریشی به تهران برای شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی (ایران‌ایر) نیز مشکل‌آفرین خواهد بود. مطابق توافق‌ها در هر پرواز تهران ۳۰ صندلی در اختیار ایران‌ایر بوده است.

 

پتر تی‌یر می‌گوید پرواز در این مسیر به دلیل وضعیت اقتصادی ایران که به سقوط شدید ارزش ریال انجامیده دیگر مقرون به صرفه نیست. شرکت اتریشی هر هفته تا پنج پرواز به تهران داشته است.

خبرگزاری ایلنا ۲۹ دی از قول احمد توکلی، عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس نوشت: «در یك دوره دو ماهه آذر و دی سال گذشته ارزش پول ملی ۵۵ درصد كاهش پیدا کرد و به‌طور كلی طی ۱۰ ماه، از ابتدای آذر سال گذشته تا ۸ مهر سال جاری، ارزش پول ملی ۱۱۳ درصد كاهش یافت.»

بلاتکلیفی مسافران در وین و تهران

نشریه "فرمات" از قول فردی که به خاطر فعالیت‌های اقتصادی چند بار در ماه میان وین و تهران در پرواز است نوشت: توقف پروازها به پایتخت ایران در اتریش مشکلات فراوانی در پی خواهد داشت. او می‌گوید تصورش را بکنید، در تابستان که هفته‌ای تا ۱۵۰۰ نفر به ایران سفر می‌کنند چه وضعیتی پیش می‌آید.

مطابق بررسی‌های "دفتر خدمات رسانه‌ای اتریشی‌های جدید" حدود ۲۰ هزار ایرانی‌تبار در اتریش زندگی می‌کنند. اطلاعات مرکز آمار اتریش (مربوط به اول ژانویه ۲۰۱۱) حاکی است ۱۳۶۱۱ نفر از ساکنان این کشور متولد ایران هستند و ۵۸۳۰ نفر تابعیت ایرانی دارند.

برای مسافرانی که در ایران بلیط هواپیمای شرکت اتریشی را رزرو کرده یا خریده‌اند ایران‌ایر تنها شرکتی است که هفته‌ای یک‌بار (در حال حاضر شنبه‌ها) به وین پرواز می‌کند.

شرکت‌هواپیمایی اتریش به کسانی که برای روزهای بعد از ۱۳ ژانویه قصد پرواز به تهران را داشتند دو امکان پیشنهاد کرده: بازپس گرفتن بهای بلیط یا پرواز با لوفت‌هانزا از طریق فرانکفورت.

کاهش پروازهای لوفت‌هانزا

لوفت‌هانژا که سهام شرکت اتریشی را خریده در حال حاضر تنها شرکت‌هواپیمایی اروپایی است که پرواز مستقیم به تهران دارد. لوفت‌هانزا در حال حاضر هفته‌ای ۵ پرواز به تهران دارد.

روز شنبه (۱۲ ژانویه ۲۰۱۳) دو شرکت هواپیمایی هلند و فرانسه، "ک ال ام" هلند و "ایرفرانس"، اعلام کردند که از ابتدای ماه آوریل، پروازهای خود به تهران را متوقف خواهند کرد.

یوست رامپل، سخنگوی "ک ال ام" در گفتگو با خبرگزاری فرانسه مسائل اقتصادی، به ویژه نوسان شدید بهای ارزهای خارجی در ایران را علت اصلی توقف پروازهای این شرکت به تهران عنوان کرده است. در یک سال گذشته بهای یورو در بازار آزاد ایران تقریبا سه برابر شده است.

طی دو سال اخیر پرواز شرکت‌های اروپایی به تهران بارها به علت‌های مختلف، از جمله مشکل تهیه سوخت قطع شده است. شرکت‌های هواپیمایی خارجی در روزهای پایانی شهریور ماه بهای فروش بلیط به ریال را بیش از ۱۰۰ درصد افزایش دادند.

+ نوشته شده توسط مهران در Fri 18 Jan 2013 و ساعت 23:30 |
زیست‌پذیرترین شهرهای جهان کدامند؟

طبیعت - در تازه‌ترین رده‌بندی زیست‌پذیرترین شهرهای جهان، وین، زوریخ و اوکلند به عنوان بهترین شهرهای جهان برای سکونت معرفی شده‌اند؛ ضمن آن‌که بیش از 60 درصد رتبه‌های برتر در کشورهای اروپایی واقع شده است.

مجید جویا: رتبه‌بندی شهرها بر اساس معیار «زیست‌پذیری» (Livability) هر سال پیچیده‌تر از سال قبل می‌شود. چشم‌انداز زندگی شهری در سال گذشته را در نظر بگیرید: اعتراضات خشونت‌آمیز در آتن و چند پایتخت اروپایی دیگر به‌دلیل مشکلات اقتصادی، ادامه اعتراضات در پایتخت‌های عربی، حملات تروریستی به ساختمان‌های دولتی در اسلو و قتل‌عام مردم عادی در کمپ تابستانی. تمام این مسائل سبب شد که شرکت مشاوره منابع انسانی مرسر، یک بخش مجزای ایمنی شخصی را هم به رتبه‌بندی سالانه‌ای که برای بیش از 200 شهر جهان انجام می‌دهد، اضافه کند. این رتبه‌بندی به شرکت‌ها در تعیین کمک هزینه مخارج زندگی برای کارمندانی که به خارج از کشور منتقل شده‌اند، کمک می‌کند.

شرح عکس: فهرست 32 شهر برتر جهان در زیست‌پذیری


در این رتبه‌بندی بغداد به دلایل کاملا روشن به عنوان بدترین شهر شناخته شد، در حالی که لوگزامبورگ به علت نرخ پایین جرم و جنایت و موقعیت سیاسی پایدار، رتبه اول را در بخش ایمنی به خود اختصاص داد. مرسر عوامل بسیاری را در طبقه‌بندی عمومی‌اش در نظر می‌گیرد: تحصیل، بهداشت عمومی، سانسور، حمل‌ونقل عمومی، فرهنگ و مواردی از این دست.
اکونومیست و دیگر مراکز اعلام رتبه رویه متفاوتی را در پیش گرفته‌اند. رندال اتول، کارشناس برنامه‌ریزی شهری موسسه کتو، ترجیح می‌دهد شهرهایی را در اولویت قرار دهد که بیشترین نرخ مهاجران تازه‌وارد را دارند. از نظر او این نشانه‌ای از شهرهای مرفه و زیست‌پذیر است و با این حساب، هیوستون، دالاس و آتلانتا برترین شهرهای ایالات متحده هستند.

+ نوشته شده توسط مهران در Mon 7 Jan 2013 و ساعت 12:2 |

راننده اتوبوس اتریشی ۳۹۰هزار یورو را به دست صاحبش رساند

به گفته مقامات حمل و نقل شهری در وین، یک راننده اتوبوس اتریشی چندی پیش کیفی حاوی ۳۹۰ هزار یورو در اتوبوس خود پیدا کرده و به پلیس تحویل داده است. مبلغ موجود در این کیف تماما به صورت اسکناس‌های ۵۰۰ یورویی بوده است. پس از جستجوی پلیس مشخص شده است که صاحب این کیف زنی سالخورده بوده که هویتش فاش نشده است.

سخنگوی سازمان حمل و نقل شهری وین گفته است که علیرغم گذشت چند هفته از رساندن این کیف به دست صاحبش، او هنوز با راننده اتوبوس تماس نگرفته و هیچ مبلغی را نیز به عنوان پاداش به وی اهدا نکرده است.

این کیف ماه گذشته در اتوبوس پیدا شده اما خبر این حادثه روز پنج‌شنبه در مطبوعات اتریش به چاپ رسید.

هنوز مشخص نیست که این پیرزن به چه دلیل چنین مبلغ بالایی را در کیف دستی خود در اتوبوس به همراه داشته است.

+ نوشته شده توسط مهران در Thu 6 Dec 2012 و ساعت 22:9 |

گوستاو کلیمت؛ راز بوسه محبوب

به روز شده: 12:59 گرينويچ - چهارشنبه 02 مه 2012 - 13 اردیبهشت 1391

بوسه، حوالی سال ۱۹۰۷. شاید تنها «خودنگاره» گوستاو کلیمت

امسال صد و پنجاهمین سال تولد گوستاو کلیمت است. اثر معروف این نقاش اتریشی با نام «بوسه» تبدیل به یکی از تزئینات اصلی دیوارهای حتی خوابگاه‌های دانشجویی شده است. اما چه چیزی در کار کلیمت است که چنین استقبال عمومی‌ای در پی داشته است؟

نقاشی‌های کلیمت از جمله گران‌ترین نقاشی‌ها در سرتاسر جهان هستند، اما بر بسیاری از اشیاء ارزان و دم‌دستی نیز نقش بسته‌اند، از لیوان و آهن‌ربای مخصوص در یخچال گرفته تا جاکلیدی و دستمال آشپزخانه.

حتی از یکی از آثار او با نام «پرتره ادل بلاخ بوئر» یک عروسک باربی نیز ساخته شده است.

ریچارد کورک، منتقد هنری، می‌گوید: «واقعا خارق‌العاده است که محبوبیت کلیمت چنین فراگیر شده، او یکی از آن هنرمندانی است که ـ تعداد‌شان هم زیاد نیست ـ کپی آثارش در همه جا دیده می‌شود. شبیه یک بیماری مسری خارق‌العاده شده، البته مثبت‌تر از این است، شبیه توفان است. هر طرفی که نگاه کنید کلیمت را می‌بینید، از او گریزی نیست.»

ریچارد کورک، منتقد هنری:

بوسه کلیمت [عکس بالای صفحه] شاهکار است. انگار مجسمه معروف بوسه اثر رودن [عکس بالا] را گرفته و آن را چند پله ارتقا داده. وقتی مجسمه رودن را می‌بینید، کاملا آگاهید که دارید چیزی سفت و سخت را می‌بینید، اما بوسه کلیمت تمام این سنگینی را از بین برده و اصلا گویی بی‌وزن کرده است.


کورک می‌گوید که محبوبیت کلیمت ناشی از این است که از یک طرف در زمان خودش بسیار پیشرو بوده، روش‌های تازه را تجربه می‌کرده و از طرف دیگر روی سوژه‌هایی کار می‌کرده که به شدت جذاب بوده‌اند.

«آثار او به لحاظ حسی و جسمانی بسیار جذابند و مردم بلافاصله به آن واکنش نشان می‌دهند. او نقاشی‌هایش را به سمت انتزاع می‌برد، اما برای او این انتزاع با کشیدن نقش‌ونگارهایی ریز ساخته می‌شود و همین نقش‌ونگارها چنین جذابیتی در آثار او پدید می‌آورند.»

کورک معتقد است که در آثار کلیمت نوعی احساس آزادی وجود دارد و نوعی نشاط که مردم با آن ارتباط برقرار می‌کنند.

دکتر آلفرد ویدینگر، یکی از برجسته‌ترین کلیمت‌شناسان، می‌گوید «مردم طلا دوست دارند و در آثار کلیمت جذب رنگ همین فلز می‌شوند.»

ویدینگر معاون موزه بلودر در وین است، موزه‌ای که بزرگ‌ترین مجموعه از آثار کلیمت را در خود جا داده است. ویدینگر در طول دوران کاری‌اش، محبوبیت جهانی کلیمت را به چشم دیده است.

در سال ۲۰۰۹، ویدینگر همراه با دوربین عکاسی‌اش به آفریقا می‌رود و در یکی از مناطق روستایی در جنوب اتیوپی ـ جایی که توریست‌ها به ندرت می‌روندـ زنی را می‌بیند که تی‌شرتی با طرح بوسه کلیمت بر تن دارد.

زن برای او توضیح می‌دهد که در همان سال، عکاسی ایتالیایی از دهکده‌اش دیدن کرده و در جواب محبت‌های زن، سه تی‌شرت به او نشان داده تا یکی را انتخاب کند. با آن که این زن چیزی درباره هنرمند خالق طرح نمی‌دانسته، اما به خاطر رنگ طلایی نقاشی کار کلیمت را انتخاب می‌کند.

پسر طلایی

120502120822_klimt_304x304_reuters.jpg
  • گوستاو کلیمت در سال ۱۸۶۲ در بومگارتن در نزدیکی وین متولد شد. پدر کلیمت زرگر بود.
  • بخش عمده کودکی کلیمت در فقر گذشت.
  • نقاشی‌هایش به شدت تزئینی با رنگ‌های بسیار متنوع هستند و اغلب در آن‌ها از برگ های طلایی استفاده شده است.
  • نقاشی‌های شهوانی او که اغلب حاوی میزانی برهنگی هستند، عمدتا برایش ننگ و تهمت به همراه داشتند.
  • پس از ابتلا به آنفولانزای اسپانیایی در اپیدمی سال ۱۹۱۸، در اثر ایست قلبی جان سپرد.
  • محبوبیت و افزایش قیمت تابلوهایش در حراجی‌ها از قرن بیستم آغاز شد.

پدر گوستاو کلیمت زرگر بود و او مانند معدودی از هنرمندان هم‌نسل خودش ارزش فلزات را می‌فهمید. با آن که با رنگ کار می‌کرد، اما توانایی خارق‌العاده‌ای در خلق حالت فلزات، سنگ و جواهرات در آثارش داشت.

او دانش‌آموخته دانشکده هنرهای کاربردی و نه آکادمی هنرهای تجسمی وین بود.

ویدینگر می‌گوید «او می خواست از مرمر و طلا و نقره واقعی استفاده کند.» اما به ندرت خودش یا صاحبکارش توانایی خرید آن را داشتند.

اما بنا به گفته ویدینگر، هر وقت که وضعیت مالی‌شان بهتر می‌شد، آن وقت کلیمت هنر خود را نشان می‌داد.

یک بار یک بانکدار ثروتمند با نام آدولف استوسلت، از او خواست تا بخشی از دیوار داخلی خانه‌اش را کاشیکاری کند و کلیمت برای سطح کاشی‌ها از جواهرات، مینا، لولو و طلا و نقره استفاده کرد.

کلیمت در نقاشی‌هایش عظمت و شکوه قصر استوسلت را بازسازی کرد.

ویدینگر می‌گوید «پشت این نقاشی‌ها، شما میل نقاش به ساخت چیزی ارزشمند و گران‌بها را می‌بینید.»

کلیمت تنها استاد استفاده از فلز نبود، او به خوبی می‌دانست چطور برای کارهایش بازاریابی کند.

او تنها هنرمند اتریشی بود که می‌توانست از آثارش کپی‌های متعدد و قانونی تهیه کند. او به دیگران نیز اجازه می‌داد که کارش را بازتولید کنند.

رادیکالیسم و جدایی طلبی

کاشیکاری دیوار داخل خانه آدولف استوسلت، اثر گوستاو کلیمت

با این همه محدود کردن هنر کلیمت به هنر تزئینی به معنای نادیده گرفتن رادیکالیسم این آثار است. کلیمت سردمدار جنبش جدایی‌طلب بود، جدایی‌طلب‌ها گروهی از هنرمندان اتریشی بودند که خشکی نقاشی سنتی اتریش را به چالش کشیدند.

هدف اصلی آن‌ها این بود که هنر، طراحی و صنایع دستی را در یک جنبش بزرگ به هم پیوند بزنند، جنبشی که Gesamtkunstwerk نام داشت ( به معنای کارکرد ایده‌آل هنر، یا هنر جهانی، یا تلفیق هنرها). این جنبش به شدت از جنبش هنر و صنایع دستی بریتانیا تاثیر گرفته بود. یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های جنبش بریتانیا چارلز رنی مکینتوش بود که سبک تزئینی آثارش مخاطبان انبوه پیدا کرده بود.

رفیق و معشوقه احتمالی گوستاو کلیمت، امیلی فلوج، نیز با ارايه هنرش در قالب خیاطی از اعضای این جنبش به شمار می‌آمد و یکی از مهم‌ترین خیاطان اتریش بود. گفته می‌شود که کارهای فلوج در جنس و جزئیات لباس‌هایی که در تابلو «بوسه» کلیمت دیده می‌شود، بسیار تاثیرگذار بوده است.

بدترین محصولات کلیمتی

موزه وین چندی پیش در صفحه فیس‌بوکش یک نظرسنجی گذاشت تا مخاطبان، بدترین اثری را که به تقلید از کلیمت تولید شده انتخاب کند.
جعبه‌های موسیقی زرق و برق دار، کفش‌های ورزشی که روی بدنه‌شان با دست نقاشی شده، عروسک‌های خرس تدی و حتی صندلی توالت فرنگی از جمله چیزهایی بود که مردم در این نظرسنجی نوشتند.

فلوج تنها یکی از چندین و چند معشوقه کلیمت بوده است. با آن که گوستاو خجالتی بود اما در زمینه عشق‌ورزی به زنان شهرتی به هم زده بود و بعد از سال ۱۹۰۰ تنها به نقاشی از آن‌ها پرداخت.

بسیاری از زنان او برهنه تصویر شده‌اند، در حالاتی تحریک کننده که جنبه جنسی و شهوانی نقاشی را تشدید می‌کنند. زنان این نقاشی‌ها خیره‌سرانه با نگاه ثابت و برهنگی‌شان رودرروی بیننده‌شان می‌ایستند.

این تصاویر مناقشه‌برانگیز بودند، اما نوعی حساسیت تازه را ایجاب می‌کردند، نوعی تجلیل از مسائل جنسی در شهر و جامعه‌ای که هنرمند اتریشی معروف دیگری نیز در آن در حال فعالیت بود: زیگموند فروید.

در سال ۱۹۰۵، فروید «سه مقاله در باب تئوری جنسیت» را منتشر کرد، کتابی که عمیقا نگاه جامعه به سکس را به چالش می‌کشید.

کلیمت نیز مانند فروید می‌خواست سکس را به ساحت عمومی بکشاند.

اما در سال ۱۹۰۳، مجبور شد یکی از تابلوهایش با نام «امید ۱» را از نمایشگاه هنرمندان جنبش جدایی‌طلب حذف کند. این تابلو تصویر یک زن حامله برهنه بود که بی‌خجالت به بیرون بوم زل زده بود، اثری که قواعد مرسوم نزاکت در جامعه را به شدت زیر پا می‌گذاشت.

امسال ۹ نمایشگاه مجزا در وین برگزار خواهد شد.

شاید این روحیه رادیکال، همان چیزی بود که سال‌ها بعد و نسل جوان‌تر با آن همذات‌پنداری کردند.

کلاوس پوکورنی، از موزه لئوپولد وین می‌گوید: «هیچ کس نمی‌توانست مثل کلیمت، احساساتی چون عشق، شور، شهوت و میل را با احساساتی نظیر ناامیدی و اضطراب ترکیب کند. به همین خاطر است که او برای نسل جوان چنین جذاب و مسحور‌کننده است.»

«دلیل دیگر توانایی کلیمت در ایجاد هماهنگی است و این نکته مهم که هنرش به شدت تزئینی است.»

کورک می‌گوید که با این همه، این خطر برای هنرمندی چون کلیمت که آثارش همه جا دیده می شود، وجود دارد که بیش از حد به نمایش در بیاید.

«این همان چیزی است که من اسمش را «مشکل مونالیزا» گذاشته‌ام. اگر یک اثر نقاشی به شکل انبوه بازتولید شود و همه جا دیده شود، آن وقت شما از آن دلزده می‌شوید.»

«من دیگر نمی‌توانم به تابلوی مونا لیزا نگاه کنم. نگاه می‌کنم اما نمی‌توانم به آن واکنشی نشان دهم. گاهی اوقات وقتی مثلا به مغازه‌ای می‌روم تا کارت تولد بخرم، نسبت به کلیمت نیز همین احساس را پیدا می‌کنم.»

«بهتر است به وین برگردیم و اثر حقیقی را ببینیم.»

+ نوشته شده توسط مهران در Wed 2 May 2012 و ساعت 23:30 |
رکورد ۴۰ میلیون دلاری برای تابلو مصادره‌شده + عکس

تجسمی - نقاشی منظره‌ای از گوستاو کلیمت که

سال 1915 کشیده شده در حراجی در نیویورک به

 قیمت 40.4 میلیون دلار (25.4 میلیون پوند) به

فروش رفت.

به گزارش خبرآنلاین، این تابلو «Litzlberg on the Attersee» نام دارد و در دوران جنگ جهانی دوم توسط نازی‌ها از صاحبانش به زور گرفته شده بود. موزه هنرهای معاصر سالزبرگ تابلو را ماه ژوئیه امسال به ژرژ جوریسک صاحب اصلی آن بازگرداند.
در حراجی آثار امپرسیونیستی و هنر مدرن سوتبی تابلو نقاشی رنگ روغن «L’Aubade» اثر پیکاسو نیز به قیمت 23 میلیون دلار (14.5 میلیون پوند) به فروش رفت. دیوید نورمن، یکی از مسئولان سوتبی گفت: «بازار با قدرت تمام برگشته است!»
«Litzlberg on the Attersee» منظره دریاچه‌ای در غرب اتریش است و صاحب اول آن ویکتور زوکرکاندل اتریشی، غول بازار آهن بود که در زمان مرگش در سال 1927 تابلو را به دخترش آمالی ردلیخ داد.
ردلیخ سال 1941 مجبور به ترک اجباری اتریش شد و دیگر کسی از او باخبر نشد. آثار هنری متعلق به او نیز توسط نازی‌ها مصادره و فروخته شد.
طبق قانونی که سال 1998 تصویب شد، دولت اتریش آثار هنری را که نازی‌ها مصادره کرده بودند، به صاحبان آن ها بازگرداند، تابلو کلیمت به نوه صاحب اصلی‌اش بازگردانده شد.

نقاشی 40 میلیون دلاری کلیمت
جدا از تابلوی کلیمت، رکورد شخصی چند نقاش در این حراجی شکسته شد؛ یکی از آنها گوستاو کایبوت، نقاش فرانسوی بود که تابلو «Le pont d'Argenteuil et la Seine» او به قیمت 9.3 میلیون دلار (5.8 میلیون پوند) به فروش رفت. تامارا دِلِمپیکا، نقاش اهل روسیه نیز رکورد قبلی خود را جابه‌جا کرد و تابلو «Le Reve» او به قیمت 8.5 میلیون دلار (5.3 میلیون پوند) فروخته شد.
مجسمه برنزین اثر هانری ماتیس که قرار بود ستاره این حراجی باشد، یک روز قبل از حراجی (سه‌شنبه) بطور مخفیانه فروخته شد و بدین ترتیب در حراجی نبود. قیمت خرید و نام خریدار این اثر فاش نشد، مجسمه برنزین ماتیس به همراه سه اثر دیگر این مجموعه فروخته شد.
این درحالی است که سوتبی قصد داشت این مجموعه را در طول یک سال و به قیمتی حدود 30 میلیون دلار (18.9 میلیون پوند) به فروش برساند.
در حراجی روز چهارشنبه 57 اثر هنری از مجموع 70 اثر ارائه شده به فروش رفت، مجوع قیمت آثار به فروش رفته 200 میلیون دلار (125.6 میلیون پوند) بود که رقم بسیار رضایت‌بخشی است.
نورمن که مسئول این حراجی بود، گفت: «خریدارانی از سراسر دنیا داشتیم که همگی مشتاقانه در حراجی شرکت کردند.»
این درحالی است که حراجی کریستی، رقیب اصلی سوتبی حراج خود را پنجشنبه برگزار کرد که شبی بسیار ناامیدکننده بود و آثار اصلی حراجی مثل مجسمه‌ای اثر دگا به فروش نرفتند. در این حراجی کمتر از 50 اثر از مجموع 82 اثر فروخته شدند.
آسوشیتدپرس / 3 نوامبر / ترجمه: حسین عیدی‌زاده
57241

+ نوشته شده توسط مهران در Fri 4 Nov 2011 و ساعت 11:41 |
موسسات آموزش زبان آلمانی در ایران

از موسسه‌ آموزش زبان آلمانی در تهران که بگذریم، سه موسسه‌ دیگر در تهران و دیگر شهرهای ایران در زمینه‌ی آموزش زبان آلمانی فعال‌‌اند: انجمن فرهنگی اتریش، کانون زبان و موسسه‌ی زبان کیش. نگاهی به تاریخچه و فعالیت این موسسات.

غالبا برای علاقه‌مندان به یادگیری زبان آلمانی در ایران دو موسسه‌ی عمده در این زمینه مطرح است. انتخاب اول معمولا موسسسه‌ی آموزش زبان آلمانی وابسته به سفارت آلمان در تهران (DSIT) است و دومی انجمن فرهنگی اتریش (ÖKF).

انجمن فرهنگی اتریش

علاوه بر امکانات آموزش زبان آلمانی برای متقاضیان، انجمن فرهنگی اتریش در زمینه‌های فرهنگی و هنری مرتبط با کشور اتریش نیز بسیار فعال است. شناخت موقعیت جغرافیایی و سیاسی کشور اتریش، آشنایی با هنرمندان و ادیبان سرشناس اتریشی و همچنین برگزاری سمینارهایی با موضوعات فلسفی، ادبی و معماری از جمله وظایف این موسسه‌ی فرهنگی در تهران به شمار می‌آید.

یادگیری زبان آلمانی در انجمن فرهنگی اتریش نیز با روشی مشابه موسسه‌ی آموزش زبان آلمانی (DSIT)، دنبال می‌شود. تفاوت عمده اما در موضوعات درسی است که طبیعتا در موسسه‌ی اتریش، کشور اتریش را شامل می‌شود و در موسسه‌ی آموزش زبان آلمانی، کشور آلمان را.

علاوه بر این تفاوت مدرک نهایی در انجمن فرهنگی اتریش، "دیپلم زبان آلمانی از اتریش" (ÖSD) نام دارد. البته این مدرک نه تنها برای ورود به دانشگاه‌های اتریش، بلکه برای تحصیل در دانشگاه‌های آلمان نیز معتبر است. از همین رو نیز بسیاری از علاقه‌مندان تحصیل در دانشگاه‌های آلمانی نیز انجمن فرهنگی اتریش را برای یادگیری زبان آلمانی انتخاب می‌کنند.

Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: سایر سطوح یادگیری زبان آلمانی در موسسه‌ی نام برده بر پایه‌ی سطح زبان بر اساس چارچوب مشترک در اروپا تعریف شده است. در همین ارتباط ذکر این نکته نیز اهمیت دارد، که امتحان لازم برای دریافت پذیرش از دانشگاه‌های آلمان موسوم به ZD (Zertifikat Deutsch) نیز در انجمن فرهنگی اتریش در فواصل زمانی معین برگزار می‌شود.

انجمن فرهنگی اتریش در کنار استفاده از جدیدترین روش‌های آموزش زبان آلمانی به عنوان زبان خارجی (DaF)، غنی‌ترین کتابخانه در زمینه‌ی زبان و ادبیات آلمانی را نیز در ایران با بیش از ۵ هزار جلد کتاب در خود جای داده است. در این کتابخانه آثار نویسندگان اتریشی و ایرانی نیز در قالب نشست‌هایی به علاقه‌مندان معرفی می‌شود.

مشاوره‌ی تحصیلی در کنار فعالیت‌های هنری

آن‌چه برای بسیاری از علاقه‌مندان به تحصیل در کشورهای آلمانی‌زبان اهمیت دارد، مسلما دستیابی به اطلاعاتی در مورد چگونگی ورود به مراکز آموزش عالی است. انجمن فرهنگی اتریش در این زمینه نیز خدمات مشاوره تحصیلی در اختیار علاقه‌مندان به تحصیل در دانشگاه‌های اتریش قرار می‌دهد. همچنین متقاضیانی که علاقه‌مند به دریافت بورسیه تحصیلی از دانشگاه‌های اتریش هستند نیز می‌توانند اطلاعات لازم را در این زمینه از طریق موسسه‌ی یادشده کسب نمایند.

Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: اهمیت این خدمات از آن‌جاست که مشاوره‌ی تحصیلی از طریق موسسه زبان آلمانی وابسته به سفارت آلمان که از طریق شعبه‌ی موسسه‌ی تبادلات آکادمیک آلمان (DAAD) صورت می‌گرفت، مدتی است متوقف شده است.

آنچه در مورد علاقه‌مندان به تحصیل در رشته‌های هنر و به ویژه رشته‌های موسیقی اهمیت دارد، برگزاری آزمون ورودی موسیقی در انجمن فرهنگی اتریش است. در بسیاری از دانشگاه‌ها و مراکزعالی هنر، ورود به دانشگاه تنها از طریق قبولی در آزمون ورودی هنر ممکن است. و این امکانی است که انجمن فرهنگی اتریش برای علاقه‌مندان به تحصیل در رشته‌ی موسیقی در دانشگاه‌های اتریش و همچنین در کنسرواتوار وین در پایتخت این کشور فراهم کرده است.

کانون زبان ایران

کانون زبان ایران (ILI) را نیز می‌توان از جمله موسسات فعال در زمینه‌ی آموزش زبان آلمانی در ایران دانست. البته این موسسه پیش از انقلاب اسلامی در ایران با نام انجمن ایران و آمریکا شناخته می‌شد که تاسیس از آن به سال ۱۹۵۳ میلادی (۱۳۳۲ خورشیدی) باز می‌گردد. پس از تغییر حکومت در ایران فعالیت انجمن ایران و آمریکا در این کشور متوقف شد، اما این موسسه با تغییر نام به فعالیت خود که در درجه‌ی اول آموزشی زبان انگلیسی است، ادامه داد.

تاسیس بخش آلمانی کانون زبان ایران

در سال‌های اخیر زبان‌های آلمانی، فرانسه و اسپانیایی نیز به جمع زبان‌های آموزشی در کانون زبان ایران اضافه شده‌اند. آموزش زبان آلمانی در کانون زبان ایران در همکاری این موسسه با انیستیتو کارل دویسبرگ (CDC) واقع در شهر کلن آلمان شکل گرفت و اولین دوره‌های یادگیری زبان آلمانی کانون در ماه آوریل سال ۱۹۹۵ میلادی (۱۳۷۴خورشیدی) برگزار شد که تا امروز ادامه دارد.

Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: اهمیت کانون زبان ایران در زمینه‌ی یادگیری زبان آلمانی در این نکته است که این موسسه برخلاف موسسه آموزش زبان آلمانی و انجمن فرهنگی اتریش در تهران در سایر شهرهای بزرگ ایران نیز شعبه دارد؛ از این جمله‌اند، شیراز، مشهد، تبریز، کرج و همدان. هر یک از شعب کانون در شهرهای نام‌برده مجهز به بخش آلمانی است و در آن‌ها زبان آلمانی با روش‌های این کانون در تهران تدریس می‌شود.

موسسه‌ی زبان کیش

موسسه‌ی زبان کیش همان‌طور که از نام آن مشخص است، در منطقه‌ی آزاد کیش تاسیس شد و شروع فعالیت آن به سال ۱۹۸۸ میلادی (۱۳۶۷ خورشیدی) بازمی‌گردد. فعالیت این موسسه در ابتدا به آموزش زبان انگلیسی به ویژه برای بازرگانان و متخصصان فنی شاغل و ساکن در جزیره کیش محدود می‌شد.

موسسه‌ی زبان کیش در سال‌های بعد برنامه‌های آموزشی خود را گسترش داد و تدریس زبان‌های آلمانی، فرانسه و اسپانیایی را نیز به آموزش زبان انگلیسی افزود. برخلاف کانون زبان ایران که در آن تنها بخش‌های مقدماتی و متوسطه زبان آلمانی ارائه می‌شود، در موسسه‌ی زبان کیش بخش عالی یادگیری زبان آلمانی نیز در دوره‌های عادی، فشرده و فوق‌فشرده برای علاقه‌مندان برگزار می‌گردد.

کاوه بهرامی
تحریریه: عباس کوشک جلالی

+ نوشته شده توسط مهران در Wed 28 Sep 2011 و ساعت 16:9 |

کشف جسد زن 89 ساله در فریزر

فارس نوشت: پلیس اتریش جسد زن 89 ساله ای را که در فریزری جا داده شده بود را کشف کرد.نوه این زن اعتراف کرده که وی او را در این مکان گذاشته است.مارکوس هیندل از مقام‌های پلیس چهارشنبه اعلام کرده که نوه این زن مدعی است که مادربزرگش به مرگ طبیعی مرده است. به نوشته آسوشیتدپرس وی ظاهرا به این دلیل مرگ مادربزرگ را به پلیس گزارش نداده و در عوض او را در فریزر قرار داده است که بتواند حقوق ماهانه وی را دریافت کند.پلیس در حال حاضر منتظر نتایج کالبدشکافی برای تعیین علت مرگ است.این حادثه در شهری در 100 کیلومتری غرب وین رخ داده است.

+ نوشته شده توسط مهران در Fri 23 Sep 2011 و ساعت 15:5 |
داستان غم انگيز شامپانزه هايي كه پس از 30  

سال اسارت آفتاب را ديدند

38 شامپانزه پس از 30 سال كه به دليل انجام آزمايشات پزشكي در يك محفظه تاريك اسير بودند سرانجام آفتاب را ديدند و از خوشحالي خنديدند.

به گزارش خبرگزاري مهر، پرتوهاي آفتاب بر روي پوست آنها تابيد، قطرات ريز باران بر روي بيني آنها افتاد و براي اولين بار طراوت چمن را زير پاهاي خود احساس كردند.

پس از گذشت 30 سال، آلفرد، ديويد، سارا و سوزي به همراه 34 شامپانزه ديگر از اتاقهاي تاريك و نمور لابراتوار خارج شدند و آزادي را كشف كردند.

اين حيوانات كه ساليان دراز براي انجام آزمايشات پزشكي در قفس بودند اكنون در يك پناهگاه ويژه حيوانات رنج كشيده مي توانند زندگي جديدي را آغاز كنند.

بسياري از اين حيوانات در همان لابراتوار به دنيا آمده و هرگز آفتاب را نديده بودند. بعضي ديگر از آنها نيز در كودكي ساكن آفريقا بودند.

شكارچيان والدين اين شامپانزه ها در آفريقا كشته و آنها را به اتريش آورده بودند. لابراتوار تحقيقاتي يك شركت بزرگ داروسازي از اين حيوانات براي انجام آزمايشات مختلف پزشكي استفاده كرد.

بسياري از اين شامپانزه ها به ويروسهاي هپاتيت و "ايدز" آلوده و سالهاي سال در يك قفس كوچك بدون نور زنداني شدند، بدون اينكه هيچ تماسي با ساير همنوعان خود داشته باشند. آنها تنها با افرادي كه ماسكهاي عجيبي مي زدند و لباسهاي محافظت كننده شبيه به لباسهاي فضانوردان را مي پوشيدند ملاقات مي كردند.

سرانجام يك نفر تصميم گرفت اين حيوانات را نجات دهد و به آنها اين فرصت را بدهد كه نوع ديگري از زندگي را تجربه كنند.

اين مرد، "مايكل آئوفهازر"، بنيانگذار پاركي در اتريش است كه از سال 2002 حيوانات رنج ديده را از همه اروپا در آنها جمع مي كند و به آنها اجازه مي دهد كه آزادانه زندگي كنند.

وي به شبكه تلويزيوني "آر. تي. ال" آلمان در خصوص خروج چهار شامپانزه اول به محيط باز گفت: "وقتي از سوله بيرون آمدند همديگر را بغل كردند و خنديدند. تصور كنيد براي تمام عمر خود در حبس بمانيد و بعد يكروز ناگهان ببينيد كه درها باز مي شوند."

محل جديد زندگي اين حيوانات محوطه اي به فضاي حدود 2 هزار متر مربع است كه با هزينه 3 ميليون يورو ساخته شده است.

اين پارك ويژه حيوانات رنج كشيده در چند كيلومتري سالزبورگ قرار دارد و تقريباً 10 سال است كه به پناهگاهي براي اين حيوانات تبديل شده است.


پس از 30 سال اسارت ناگهان در باز مي شود



شامپانزه ها با تعجب بيرون را نگاه مي كنند



كم كم بيرون مي آيند و آفتاب را مي بينند



خوشحال مي شوند


مي خندند و همديگر را بغل مي كنند


خوشحال اما با احتياط بيرون مي روند


يكي از آنها از ترس داخل سوله مانده براي همين از پنجره صدايش مي زنند



آن يكي هم جرأت پيدا مي كند و بيرون مي رود



اولين تجربه گردش در فضاي باز و راه رفتن بر روي علفهاي تازه آغاز مي شود



تجربه بالا رفتن از درخت



و تجربه راه رفتن در كنار آب- زندگي جديدي آغاز شده است

+ نوشته شده توسط مهران در Fri 9 Sep 2011 و ساعت 21:12 |
فرهنگ و هنر | 08.09.2011

شاملو، سپهری و فروغ فرخزاد به

زبان آلمانی در "نُه گلستان عشق"•

مصاحبه

 

حس یگانگی با طبیعت، حسرت وصال، شادی کام‌جویی، امید و نوید و شور زندگی؛ بازتاب‌ شاعرانه‌ی این مضمون‌ها در سروده‌های نُه شاعر معاصر ایرانی، جانمایه‌ی کتاب "نُه گلستان عشق" را می‌سازد که به تازگی در اتریش منتشر شده است.

"ترا من چشم در راهم
که می‌‌گیرند در شاخ "تلاجن" سایه‌ها رنگ سیاهی
وزآن دلخستگانت راست اندوهی فراهم؛
ترا من چشم در راهم..."

این شعر کوتاه، تنها سروده‌ای از نیما یوشیج است که در پایان کتاب "نُه گلستان عشق" به چاپ رسیده. این مجموعه‌ی ۲۰۰ صفحه‌ای، گلچینی از شعرهای عاشقانه‌ی شاعران معاصر ایران را در برمی‌گیرد که انتشاراتی "روزنر"، اتریش به تازگی آن را به دو زبان فارسی ـ آلمانی روانه‌ی بازار کرده است. گرجی مرزبان، شاعر و مترجم مقیم وین که این مجموعه را گرد آورده، برای شناسایی شعر معاصر ایران به آلمانی‌ زبان‌ها، از اشعار هشت شاعر پرآوازه‌ی ایرانی دیگر نیز یاری گرفته است.

دست پرستاره‌ی درخت

در کنار تک شعر نیما یوشیج (۱۹۶۰ ـ۱۸۹۶)، ۵ سروده‌ از احمد شاملو (۲۰۰۰ ـ ۱۹۲۵)، یک شعر از فریدون مشیری (۲۰۰۰ ـ ۱۹۲۶) و هفت اثر از سیاوش کسرایی (۱۹۹۶ ـ ۱۹۲۷)، تنوع نگرش شاعران معاصر ما را به "عشق" با همه‌ی گونه‌گونی آن به نمایش می‌گذارد. کسرایی که بیشتر به شاعری "سیاسی و متعهد" معروف است، در این کتاب، در سروده‌ی "غزل برای درخت" ، ستایش ژرف خود را از طبیعت به تصویر می‌کشد:

"تو قامت بلند تمنایی ای درخت!
همواره خفته است در آغوشت آسمان
بالایی ای درخت!
دستت پر از ستاره و جانت پر از بهار"

از نیما یوشیج تنها یک شعر در  مجموعه‌ی Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: از نیما یوشیج تنها یک شعر در مجموعه‌ی "نه گلستان عشق" است

سهراب سپهری و شقایق

معرفی دنیای "عاشقانه‌ی" مهدی اخوان ثالث (۱۹۹۰ ـ ۱۹۲۸) در مجموعه‌ی "نُه گلستان عشق" در سه شعر خلاصه شده؛ از "هر جا دلم بخواهد" تا "ارمغان فرشته" که در قالبی کلاسیک سروده شده‌اند. در هشت شعری که از سهراب سپهری (۱۹۸۰ ـ ۱۹۲۸) در این مجموعه منتشر شده، درخشش عشق بی‌پایان او به طبیعت خیره‌کننده است؛ عشقی که مانند شعر "در گلستانه"، به او حس "سبز بودن" می‌بخشد، که وقتی بر "لب آبی" به تفکر می‌نشیند، خود را می‌یابد: "و چه اندازه تنم هشیار است!" تا سرانجام به معنای زندگی پی ببرد:


"زندگی خالی نیست:
مهربانی هست،‌ سیب هست، ایمان هست.
آری
تا شقایق هست، زندگی باید کرد."


اندوه عشقی زمینی

سه سروده‌ی نادر نادرپور (۲۰۰۰ ـ۱۹۲۹) با عنوان‌های "آشتی، بت‌تراش، نگاه"‌، اندوه و حسرت و امید را در عشقی زمینی باز می‌تاباند. از فروغ فرخزاد (۱۹۶۷ ـ ۱۹۳۴)، تنها شاعر زنی که در این مجموعه با "حسی زنانه" به عشق نزدیک شده، ۱۳ سروده به چاپ رسیده است. در این شعر‌های گلچین‌شده بیش از هر چیز عشق، حسی است که با زمان و زندگی سنجیده می‌شود: از جمله در شعر "گره" که با این بیت‌ها آغاز می‌شود: "فردا اگر ز راه نمی‌آمد/ من تا ابد کنار تو می‌ماندم"، و در سروده‌ی "من از تو می‌مردم/اما تو زندگانی من بودی"، و شعر "آن روزها رفتند":


"آن روزها رفتند
آن روزهای خوب
آن روزهای سالم سرشار
آن آسمان‌های پر از پولک
آن شاخساران پر از گیلاس
آن خانه‌های تکیه‌داده در حفاظ سبز پیچک‌ها به یکدیگر..."

روی جلد Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: روی جلد "نه گلستان عشق" با عکسی از فروغ فرخزاد

عشق مشترک

قیصر امین‌پور (۲۰۰۷ ـ ۱۹۵۹)، جوان‌ترین شاعر مجموعه‌ی شعر "نُه گلستان عشق" است که با پنج سروده معرفی شده است. شعر "همزاد عاشقان جهان"، آخرین اثر اوست:


"امروز هم
ما هرچه بوده‌ایم، همانیم
ما صوفیان ساده‌ی سرگردان
درویش‌های گمشده‌ی دوره‌گرد
حتی درون خانه‌ی خود هم
مهمانیم"

مصاحبه با گردآورنده

"نُه گلستان عشق"، به ترجمه‌ی مهرزاد حمزه لو که خود دست به قلم دارد و رودولف کرآوس، شاعر اتریشی که در بازآفرینی و هماهنگ‌سازی ساختار این اشعار با شعر معاصر آلمانی همت گماشته، منتشر شده است. دویچه‌وله برای آشنایی بیشتر با کتاب "نُه گلستان عشق" با گرجی مرزبان، گردآورنده‌ی این مجموعه گفت‌وگو کرده است:

دویچه‌وله: شعر و شاعری در کشورهای آلمانی‌زبان اصولاً طرفداران زیادی ندارد. در نتیجه بنگاه‌های نشر هم اغلب تمایلی به چاپ دفترها یا مجموعه‌های شعر ندارند. چطور با این حال به فکر انتشار " ُنه گلستان عشق" افتادید؟

گرجی مرزبان: در این‌که جایگاه شعر در ادبیات مردمی کشورهای آلمانی زبان قرن بیست ویکم به هیچ عنوان با جایگاه آن در ایران یا کشورهای عرب زبان قابل مقایسه نیست، تردیدی وجود ندارد. اما بنگاه نشر روزنر که کتاب "نه گلستان عشق" را منتشر کرد، یکی از ناشرانی است که بطور تخصصی به نشر شعر یا نثر شعرگونه می‌پردازد. ایده ترجمه و باز آفرینی شعر عاشقانه معاصر فارسی سه سال پیش در گفتگویی با نادیا روزنر، مدیر نشر و رودولف کرآوس شاعر معاصر اتریشی و مهرزاد حمزه لو، مترجم ادبی متولد شد. در آن موقع همه فکر می‌کردیم که بزودی ادبیات معاصر ایران موضوع نمایشگاه کتاب فرانکفورت خواهد شد. این بود که بسیاری از بنگاه‌های انتشاراتی می‌خواستند با نمونه‌ای از ادبیات ایرانی در این نمایشگاه حضور داشته باشند. موضوع نمایشگاه فرانکفورت بناگاه به جای ایران به ادبیات چین تغییر پیدا کرد و در پی آن رویدادهایی که در ایران رخ داد‌، سبب افزایش سانسورادبیات معاصر و فشار بیشتر به شعرا و نویسندگان ایرانی شد، که همه از آن آگاه هستیم. در مجموع همه این مسایل سبب شد که نمایشگاه کتاب فرانکفورت هم از این ایده فاصله گرفت.

نادیا روزنر بر این اعتقاد بود و هست که شعر معاصر فارسی تصاویری از عشق ارایه می‌دهد که در فضای حسی و بیانی آلمانی زیبایی، ژرفا و رمزآسایی خاص خود را دارد و ازین رو برای خواننده آلمانی زبان، تازگی دارد و الهام‌گر است. البته این برداشت را مدیون شب‌های ادبی آزادی بیان در کتابخانه مرکزی شهر وین هستیم که انجمن فرهنگی کوول بعد از بنیان‌گذاری مجموعه ادبیات معاصر ایران، در این کتابخانه برگزار می‌کند. در این شب‌ها شعر و نثر معاصر ایران به دو زبان آلمانی و فارسی ارایه می‌شود و علاقمندان بسیاری را به خود جذب کرده است.
در نتیجه ما بناگاه با این پدیده شگفت‌انگیز مواجه شدیم که ادبیات ایران در ترجمه نیزمی‌تواند جذاب باشد و با علاقه و شوق، خوانده شود. به این سبب ما "نه گلستان عشق" را، بخشی از پروژه آزادی بیان می‌دانیم که روحیه ادبی و حسی امروزین ایرانیان را به خواننده آلمانی زبان در آهنگ و موسیقی زبانی خودش معرفی می‌کند. در این مقوله نقش مهرزاد حمزه لو و رودولف کرآوس در بازآفرینی وتطبیق شعر فارسی به شعر معاصر آلمانی قابل تامل است.

گرجی مرزبان، گردآورنده‌ی مجموعه‌ی شعر Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: گرجی مرزبان، گردآورنده‌ی مجموعه‌ی شعر "نه گلستان عشق"

با این حال نشر "شعر معاصر" ایران، در مقایسه با انتشار اشعار شاعران کلاسیک این سرزمین مثل حافظ و رومی و خیام که به هر حال خوانندگان ویژه‌ی خود را دارد، با دشواری‌های بیشتری روبروست. شما به عنوان "گردآورنده" این مجموعه چه مشکلاتی داشتید؟

شعر معاصر ایران آنطور که فکر می‌کنیم در حوزه زبان آلمانی ناشناخته نیست که البته این را مدیون مترجمین اشعار فروغ فرخزاد و زبان مدرن خود او هستیم. از سویی دیگر شعر معاصر ایران در میان نسل دهه شصت ایران که مترجمین "نه گلستان عشق" نیز به آن تعلق دارند، از محبوبیت خاصی بر خوردار است. این اشعار فضای فکری و احساسی دو نسل را منعکس می‌کند. بیراه نرفته‌ایم اگر بگوییم که ما با شعر معاصر ایران نگاه می‌کنیم و فضای اجتماعی و عاطفی خود را در آن باز می‌یابیم و حتی این اشعار بیانگر نگاه سیاسی و تحلیلی ما از زمان و محیطمان هستند... .
اما برگردیم به سوال شما. حافظ و سعدی و خیام، راه را برای شاعر معاصر ایرانی هموار کرده‌اند. یعنی وقتی شما یک مجموعه شعر فارسی بیرون می‌آورید، این یک پدیده غیرمنتظره نیست. از یک ایرانی انتظار می‌رود که شعر بگوید، خواه مدرن یا کلاسیک. چالش کار ما درمعرفی شعر و شاعر معاصر بیشتر دراین بود که نگذاریم این دری را که حافظ و خیام باز نگه‌داشته بودند، بسته شود و آنرا برای معاصرین فراخ‌تر و جذاب‌تر کنیم.

این مجموعه با نیت شناسایی "عشق" از نگاه شاعران معاصر ایران گردآوری شده. شما چه معیارهایی برای گزینش این اشعار داشتید؟

بیشتر شعرای معاصر ایرانی منقدین اجتماعی و سیاسی بوده‌اند و در یک زبان سمبولیک و زیبا و غنی می‌سروده‌اند. گزینش شعر عاشقانه نخبگان شعر معاصر از این‌رو، دشواری خاصی را مطرح می‌کرد. یعنی ما می‌خواستیم شعری را ترجمه کنیم که در ابراز عشق، خواه بین دو انسان و خواه به طبیعت و دوست وهمنوع، نزدیکترین رابطه زبانی را با ادبیات معاصر آلمانی داشته باشد تا خواننده بتواند با آن یک رابطه زبانی و حسی برقرار کند. در حقیقت سادگی، صراحت و ترکیب‌ها و تصاویر اصیل‌، معیارهای اصلی گزینش ما بودند.

پنج سرو ده از احمد شاملو در مجموعه‌ی Bildunterschrift: پنج سرو ده از احمد شاملو در مجموعه‌ی "نه گلستان عشق" منتشر شده

برخی از شعرهایی که در این مجموعه به چاپ رسیده، با مفهوم "عشق به جنس مخالف" با پیش‌زمینه‌های فرهنگ مدرن غربی چندان هم‌خوان نیست. به عنوان مثال شعر "هر جا دلم بخواهد"، از مهدی اخوان ثالث که بیشتر به تصاویری از اعمال خشونت شباهت دارد تا ابراز عشق: «چون میهمان به سفره پر ناز و نعمتی/خواندی مرا به بستر وصل خود ای "پری"/ هر جا دلم بخواهد، من دست می‌برم/ دیگر مگو: "ببین به کجا دست می‌بری"/ با مهمان مگوی: "بنوش این، منوش آن"/... و باقی قضایا! در گزینش این اشعار چه تعریفی از "عشق دگرجنس‌خواهانه" را در نظر داشتید؟

شعر عاشقانه دگر جنس‌خواهانه یکی از ویژگی‌های شعر معاصر ایران است. اما شعر معاصر ایران، به‌ضرورت شعر مدرن به عنوان گذار از مدرنیته نیست و در بسیاری از اوقات تنها خود را در تابو شکنی و صراحت به آن نزدیک می‌کند. در شعر "هرجا دلم بخواهد" با بی‌پروایی گفتاری اخوان ثالث روبرو می‌شویم که در ادبیات فارسی نو و از قاعده روز مستثی است. اما نه در مقایسه با ادبیات عاشقانه آلمانی یا غربی. در انتخاب این شعر که اولین شعر این مجمو عه نیز هست، جسارت ظریف شاعر در بکار بردن واژگان خاص خود برای بیان هیجان همآغوشی با یار مطرح است. شاعرهیجانش را از معشوق پنهان نمی‌کند و از او می‌خواهد که به نوازش‌ها و هم آغوشی‌های دیوانه وار او تسلیم شود. حتی نقش خود را نیز دراین عشقبازی که با دعوت عاشق به بستر مغازله آغاز شده، آگاهانه بپذیرد.
دربرگردان آلمانی این شعر تنها تصویری که مطرح نیست تصویر خشونت آمیز است. خواننده با واژگانی پرشور و حرارت چون دریدن یا حتی شوخ طبعی چون چریدن و پریدن مواجه می‌شود که به ظرافت و تغزل می‌رسند. هنری شاعرانه که رد پای آنرا هم در شعر کلاسیک یونان و هم در شعر عاشقانه و اروتیک معاصر آلمانی بدفعات و افراط می‌توان یافت. خواننده آلمانی هرچند با این شیوها آشناست، بازی عاشقانه تانتالیستی معشوق را نمی‌شناسد که از یکسو عاشق را به بسترش دعوت کرده و از سوی دیگر از عشق ورزیدن طفره می‌رود و با امتناع شوق وصل را در عاشق صد چندان شعله ورمی‌کند. که اشاره به شرمناکی زنانه شرقیست و اخوان آنرا عاشقانه شماتت می‌کند. چنین رفتاری البته در مضمون مدرنیته، فمینیسم و آگاهی زن به موقعیت فردی و اشراف او به جسم و ذات جنسی‌اش جایی ندارد و نگرشی عاشق سالاراست.

رد عشق به طبیعت و دوست و هم‌نوع را هم می‌توان در این مجموعه پی‌گرفت؛ مثلاً در اشعار نیما، سیاوش کسرایی،‌ سهراب سپهری. برگردان این تصاویر شاعرانه ("چنگ وحشی باران"، "هوای صاف سخاوت را ورق زد"، "پشت حوصله‌ی نور")، بسیار دشوار است. با این مشکل چگونه روبرو شدید؟

فروغ فرخزاد و فرزند‌خوانده‌اش، حسین منصوریBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: فروغ فرخزاد و فرزند‌خوانده‌اش، حسین منصوری

از آغاز برای ما مسلم بود ‌که برگردان این اشعار تنها تلاشی خواهد بود در جهت باز‌آفرینی حس وتصویر و زمینه فرهنگی اجتماعی اصل آن. در مواجهه با مفاهیم تصویری، به ویژه در اشعار سهراب سپهری، ناگزیر به ترکیبی از بازآفرینی معنی وتصویر با ابزار زبان آلمانی که در اختیار داشتیم، شدیم. در چنین مواردی بارها به بحث و گفت‌وگو نشستیم تا نزدیک‌ترین و موزون‌ترین ترجمه را پیدا کنیم. شعر درخت سیاوش کسرایی پس از چندین دور ترجمه و تصحیح به طور کامل در زبان آلمانی باز آفرینی شد. زیرا ترجمه لغت به لغت آن نه تنها از زیبایی و وزن شعر کم می‌کرد، بلکه تصاویر زیبا و بی‌همتای آن را هم مخدوش می‌کرد.
در این مجموعه تنها به یک شعر از نیما، آغازگر شعر نو ایران، بسنده کرده‌ایم. زبان نیما زبان شعر است. زبانیست که از نهایت زیبایی و موسیقایی زبان فارسی بهره گرفته است و معادل آلمانی ندارد. برگردان نیما به آلمانی تصویر کمرنگی از پیش‌کسوت بزرگ شعر معاصر ایرانی ارایه می‌داد.

در ترجمه به طور کلی، نمی‌توان همه‌ی نشانه‌های فرهنگی، معنایی و تصویری اثر را به زبان دیگر منتقل کرد. اصولاً روند ترجمه‌ی اشعار این مجموعه چگونه بود؟ چرا کتاب را به دو زبان منتشر کردید؟

شرط ما برای ترجمه این کتاب، دو زبانه بودن آن بود. اگر به زبان‌های دیگر نیز به همین اندازه مسلط می‌بودیم، بدون تردید شاید این کتاب را به سه یا چهار زبان ترجمه می‌کردیم. هدف‌های بسیاری در این دو زبانه بودن نهفته است. از آنجا که ما در مهاجرت بسر می‌بریم و اصولا طبیعت ما و فرزندان و شاید حتی نوه‌های ما یک طبیعت دو زبانه و دوفرهنگه است، کتاب "نه گلستان عشق" می‌بایست چهار مخاطب گوناگون را مد نظر قرار می‌داد. ۱- مخاطب آلمانی زبان که فارسی نمی‌داند و با خط فارسی آشنایی ندارد، اما برایش جالب است و یک نوع رابطه با خطی بیگانه بر قرار می‌کند. ۲- مخاطب فارسی زبان که یا اصلا آلمانی نمی‌داند یا خیلی کم می‌داند، اما با یک محموعه‌ای از اشعار طرحی از چهره‌ی نادر نادرپور Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: طرحی از چهره‌ی نادر نادرپور

عاشقانه معاصر روبروست که با سانسور و ممیزی سروکار نداشته‌اند. ۳- نسل دوم ایرانی‌های مهاجر که آلمانی را خوب می‌دانند، به‌طوری که حس ادبی و زبانی با این زبان برقرار می‌کنند و به زبان فارسی در محاوره مسلط اند و در این کتاب می‌توانند با ادبیات نوشتاری رابطه بر قرار کنند. ۴ - کسانی‌که به هر دو زبان مسلط هستند و ادبیات هم خوب می‌دانند. این دسته آخر می‌توانند ترجمه را هم محک بزنند و حتی شاید ترجمه‌های بهتری نیز به‌نظرشان برسد که راه را برای کارهای بیشتر از این نوع هموار می‌کند. بهر حال، یک کتاب دو زبانه، شفافیت ادبی بیشتری بدست می‌دهد و در حقیقت دو کتاب در یک کتاب است.
روند ترجمه شعرها در این کتاب از زبان فارسی به آلمانی در چند مرحله انجام گرفته است. ترجمه اولیه با توجه به معنی بحث معنی و کاربرد کلمات درست آلمانی در برگردان و تصحیح ترجمه. پیشنهادات شاعر آلمانی زبان برای کاربری لغات شاعرانه و تغییر جای کلمات برای ایجاد و بازآفرینی وزن و موسیقی.

جای تاریخ سرودن اشعار این ۹ شاعر که می‌توانست به نوعی سیر تکامل تکنیکی و مضمونی شاعر را هم بنمایاند، در این مجموعه خالی است. زمان سرودن در انتخاب این اشعار نقشی بازی نمی‌کرد که در انتشار از قلم افتاده؟

این نکته اصولا در انتخاب و در کنار هم قرار گرفتن این اشعارمد نظر ما نبوده است. صرفا بیان عاشقانه شاعر و ترکیب‌ها و تصویر یا برداشت شخصی او مطرح بوده و نه تحول شعر او که این موضوع کتاب دیگریست و در حوصله "نه گلستان عشق" نمی‌گنجد.

مصاحبه‌گر: بهجت امید تحریریه: جواد طالعی . دویچه وله

+ نوشته شده توسط مهران در Fri 9 Sep 2011 و ساعت 15:34 |
اجداد خرس‌هاي قطبي، گونه‌اي از خرس قهوه‌اي اتريشي ساكن جنگل بوده است
جنگل‌هاي اتريش، زادگاه اجداد خرس‌هاي قطبي
جام جم آنلاين: خرس‌های قطبی علاوه بر جذاب و دوست داشتنی بودن، مملو از ناشناخته‌هایی هستند كه دانش نوین بشری بتدریج آنها را برملا می‌سازد. تا پیش از این هیچ‌كس درباره منشأ پیدایش این نوع از خرس‌ها اطلاعاتی در اختیار نداشته است.

این كه خرس‌های قطبی به عنوان بزرگ‌ترین جانور گوشتخوار ساكن روی خشكی و بزرگ‌ترین عضو خانواده خرس‌ها كه با سرمای اقیانوس منجمد شمالی نیز بخوبی سازگار شده‌اند، چگونه زندگی می‌كنند و به زاد و ولد می‌پردازند بتدریج بر محققان روشن شده است. تكنیك‌ها و ابزارهای اكتشاف در مناطق قطبی با گذشت زمان پیشرفت كرده‌اند و اكنون اقامت چند ماهه در مناطق قطبی و پی بردن به رموز ناشناخته طبیعت وحشی این مناطق كار چندان دشواری برای محققان زیست‌شناس نیست. با تكیه بر همین پیشرفت‌هاست كه مشخص شده گونه‌ای از خرس‌ها موسوم به خرس قهوه‌ای اتریشی جد تمامی ‌خرس‌های قطبی جهان بوده است.

مشخص كردن این حقیقت كه جد تمام خرس‌های قطبی كدام دسته از خرس‌هاست كار بسیار پیچیده‌ای بوده كه تنها با بهره‌گیری از تازه‌ترین دستاوردهای دانش ژنتیك امكان‌پذیر شده است. شاید به همین دلیل است كه این راز بزرگ تا پیش از این برملا نشده بود. اگر قرار باشد پایان داستان كشف این راز بزرگ را در ابتدای آن تعریف كنیم باید بگوییم خطوط در هم پیچ خورده تبار خرس‌ها با در هم گره خوردن 2 گونه بسیار متفاوت از آنها همراه بوده است: خرس قطبی دوستدار آب و خرس قهوه‌ای اتریشی دوستدار جنگل. گرچه در ظاهر این دو گونه از خرس‌ها بسیار متفاوت از یكدیگر هستند، اما حدود 120 هزار سال پيش با یكدیگر در‌آمیخته شدند. آنچه در عصر حاضر به‌عنوان خرس قطبی ساكن مناطق همیشه یخ‌زده قطب شمال یاد می‌شود نتیجه همین درهم آمیختگی است. این راز بزرگی است كه تنها به لطف تكیه بر دانش نوین ژنتیك برملا شده است.

خطر، زندگی خرس‌های قطبی را تهدید می‌کند

برخلاف تصور عامه مردم كه گمان دارند خرس‌هاي قطبي در هر دو قطب شمال و جنوب زمين ساكن هستند، خرس قطبی جانوری است كه فقط در قطب شمال زندگی می‌كند. این حیوان بیشتر عمر خود را روی یخ‌های شناوری می‌گذراند كه البته در 2 دهه گذشته به علت گرمايش جهاني شناورتر و كوچك‌تر از هر زمان دیگری دیده می‌شوند. زمین روزبه‌روز گرم‌تر می‌شود و در نتیجه، حجم بیشتری از یخ‌های قطبی از توده‌های اصلی تشكيل دهنده سرزمين‌‌هاي شمالي جدا شده و بتدریج در آب اقيانوس كه دماي آن در حال افزايش است، ذوب می‌شوند. این حیوان بين 4 تا 8 سالگی بالغ و آماده تولید مثل می‌شود و هر بار یك تا 3 توله به دنیا می‌آورد و 25 تا 30 سال نیز عمر می‌كند. شمار كم و بسیار محدود توله‌هایی كه این حیوان به دنیا می‌آورد و مشكلات فراوان زندگي در شرايط بسيار سخت قطب شمال كه باعث بروز مشكلات زياد در ادامه حيات اين توله‌ها گرديده است باعث شده همواره محققان رغبت فراواني براي مطالعات درخصوص زندگي اين جانور داشته باشند. دانیل بردلی از كالج‌ترینیتی دوبلین از جمله این محققان است. وی می‌گوید: توالی‌های ژنتیكی خرس اتریشی ساكن در جنگل نزدیكی بیشتری به خرس‌های قطبی امروزی دارد و به همین دلیل است كه این گونه از خرس‌ها را جد خرس‌های قطبی می‌دانیم.

گرم شدن زمین كه ارتباط تنگاتنگی با تغییرات جوی سیاره مادر دارد بر تمام گونه‌های زیستی تأثیرگذار بوده است. خرس‌های قطبی كه شناگران ماهری محسوب می‌شوند و می‌توانند با سرعت 10 كیلومتر در ساعت نیز شنا كنند نه تنها از این قائده مستثنا نبوده، بلكه در زمره آسیب‌پذیرترین گونه‌های جانوری از بابت این فرآیند نامیمون قرار دارند. بردلی می‌گوید: همزمان با ادامه فرآیند تغییرات جوی، ما هم به دنبال مشاهده تأثیر نگران‌كننده این وضعیت در توالی ژنتیكی خرس‌ها بخصوص خرس‌های اتریشی و خرس‌های قطبی هستیم.

نكته: خرس قطبی دوستدار آب و خرس قهوه‌ای اتریشی دوستدار جنگل بوده است. گرچه درظاهر این دو گونه از خرس‌ها بسیار متفاوت از یكدیگر هستند، اما حدود 120 هزار سال پيش با یكدیگر در‌آمیخته شدند

آغاز این مطالعه بی‌سابقه با تجزیه و تحلیل رشته‌های

DNA خرس‌های قهوه‌ای ایرلند آغاز شده است. پس از این بررسی‌ها نوبت به مقایسه نتایج به دست آمده با توالی ژنتیكی فسیل خرس‌های كهن و همچنین خرس‌های قطبی عصر حاضر ‌رسيد. محققان برای دستیابی به نتایجی قطعی، به سراغ غارهای دورافتاده واقع در انگلیس و اتریش رفتند و جالب این كه در این مناطق نمونه‌های حیرت انگیزی از اسكلت خرس‌ها را در این غارها شناسایی نمودند. قدیمی‌ترین این نمونه‌ها به 120 هزار سال و جوان‌ترین آنها نیز به حداقل 3000 سال پیش مربوط می‌شود. محققان متوجه شده‌اند جوان‌ترین این دسته از خرس‌ها كمی‌ پیش از آن كه نسل خرس‌های ساكن این مناطق از جهان كاملا منقرض شوند از میان رفته‌اند. مطالعات دقیق‌تر محققان نشان داده است كه رشته‌های DNA خرس‌های قطبی امروزی شباهت بسیار زیادی به خرس‌های قهوه‌ای اتریشی دارد. به نظر می‌رسد DNA این خرس‌ها در بازه زمانی بین 20 تا 50 هزار سال پیش با DNA خرس‌های شناگر تلفیق شده و در نهایت خرس‌های قطبی به وجود آمده‌اند. این یافته از هر حیث برای دانشمندان زیست‌شناس از جذابیت برخوردار است. یكی از دلایل مهم این جذابیت تضاد نوع زندگی خرس‌های قهوه‌ای اتریشی و زندگی خرس‌های قطبی است. خرس‌های قهوه‌ای ساكن خشكی هستند و تمایلی به حضور در مناطق آبی ندارند، اما خرس‌های قطبی به دور از آب چند صباحی بیشتر زنده نمی‌مانند.

پیچیدگی‌های موجود بر سر شناخت دقیق جد خرس‌های قطبی موجب نشده است تا تحقیقات دیگری در این زمینه صورت نگیرد. پیش از این یك سری مطالعات در این زمینه صورت گرفته و در آنها مشخص شده بود كه خرس‌های قطبی با خرس‌های قهوه‌ای منطقه آلاسكا كه از 14 هزار سال پیش در این منطقه ساكن بوده‌اند در ارتباط هستند. اما تحقیقات اخیر بردلی و همكارانش فرضیه قبلی را رد كرده و حقیقت تازه‌ای را ارائه كرده‌اند.

تغییرات ژنتیكی خرس‌های قطبی ادامه دارد

تداوم فرآیند برهم خوردن تعادل زیست محیطی زمین همچنان برای خرس‌های قطبی تبعات نگران‌كننده‌ای به همراه دارد. این تغییرات در منطقه‌ای كه خرس‌های قهوه‌ای اتریشی زندگی می‌كنند به شكل‌گیری نوسانات الاكلنگی منجر شده و عادات زندگی آنها را به هم ریخته است. به این ترتیب كه در مواقع سرد سال، خرس‌های قهوه‌ای ممكن است با خرس‌های قطبی شناور روی یخ‌ها كه به مناطق خشكی می‌رسند رودررو شوند و از سوی دیگر در مواقع گرم سال این احتمال وجود دارد كه خرس‌های قطبی خانه‌های آبی خود را به امید پیدا كردن غذا در مناطق خشكی یعنی همان مناطق تحت حاكمیت خرس‌های قهوه‌ای رها كنند. بدین ترتیب زمینه لازم برای در هم آمیختگی این دو گروه از خرس‌ها و تغییر توالی ژنتیكی خرس‌های قطبی فراهم می‌شود. پس جای تعجبی ندارد كه در آینده سر و كله گونه جدیدی از خرس‌های دورگه قطبی - قهوه‌ای پیدا شود. تمامی ‌این تغییرات و پیدایش‌های جدید نتیجه تغییرات نگران‌كننده‌ای است كه در دنیای خرس‌ها و بخصوص خرس‌های قطبی روی می‌دهد و این انسان است كه مقصر ردیف اول به شمار می‌آید.

مهدی پیرگزی / جام‌جم

منبع: livescience

+ نوشته شده توسط مهران در Mon 15 Aug 2011 و ساعت 19:7 |
کالبدشکافی مافیای کله و پاچه در گفت و گو با نایب رییس اتحادیه طباخان

کالبدشکافی مافیای کله و پاچه در گفت و گو با

 نایب رییس اتحادیه طباخان

 

اقتصاد > بازرگانی - گفت و گو با محمد باقر گنجی، نایب رییس اتحادیه طباخان.

هیراد حاتمی- علی حق: درادامه برگزاری سلسله نشست های خبری و تحلیلی با روسای اتحادیه های صنفی، بعدازظهر یک روز تابستانی و درست 2 روز پس از آغاز ماه مبارک رمضان کافه خبر میزبان نایب رییس اتحادیه طباخان بود.

محمدباقر گنجی، که افزون بر سمت نایب رییسی اتحادیه طباخ ها، عضو هیات مدیره شرکت تعاونی تهیه و توزیع کله تهران هم هست، سه شنبه 11 مرداد و در ساعت های بعدازظهر به کافه خبر آمد تا در خصوص مسایل این صنف قدیمی که طی سال های اخیر دوباره پرطرفدار شده است سخن بگوید.

او به حضور مافیا در توزیع کله و پاچه اشاره کرد و آن را عامل اصلی گرانی این محصول در بازار دانست. متن کامل این گفت و گو را در ادامه خواهید خواند:

در یک نگاه کلی اگر بخواهید در رابطه با نحوه عملکرد اتحادیه طباخان و شیوه فعالیت آن توضیح دهید، چگونه این معرفی را ارائه می کنید؟

اتحادیه طباخان حدود 5 ماه است که به شکل جدیدی فعالیت خود را آغاز کرده چرا که اعضای هیات مدیره تغییر پیدا کرده اند. افراد حاضر در هیات مدیره همگی خودشان پزنده هستند و مانند قبل در هیات مدیره افرادی که واسطه باشند قرار ندارد. یعنی تمامی اعضای هیات مدیره مغازه کله پزی دارند و خودشان توزیع کننده کله نیستند.

یعنی فعالان این حوزه به دو قسمت تقسیم می شوند؟ یک گروه فقط توزیع کننده اند و دسته دیگر مغازه داران هستند؟

توزیع این است که فرد کله از شهرستان های می آورد و در سردخانه ها نگهداری می کند. در موارد زیاد تری هم گران تر از حد معمول به فروش می رسانند.

در زیر مجموعه اتحادیه گوشت این اقدام صورت نمی گیرد؟

خیر. مستقل از آن است. در واقع واسطه گیری و دلالی است که اعضای کنونی هیات مدیره اتحادیه طباخان هیچ کدام در این دسته قرار نمی گیرند. هیات مدیره ای که در حال حاضر مشغول به فعالیت است تمام تلاش خود را برای ارزانی به کار گرفته است.

نحوه نظارت شما بر عملکرد های موجود در پروسه تهیه و توزیع به چه شکلی است؟

ما فقط بر صنف خودمان نظارت داریم. درست است که کله و پاچه خام هم در زیر مجموعه ما قرار می گیرد اما راست بگویم که بر آن نظارتی نداریم.

گنجی

چرا نظارتی ندارید؟

متاسفانه کشتارگاه ها به اطراف تهران رفته است. در گذشته به این شکل بود که در تهران یک جا کشتار صورت می گرفت. وقتی به آن شیوه کشتار صورت می گرفت وزارت تعاون هم حمایت می کرد. شعاری هست تحت این عنوان که « یکی برای همه، همه برای یکی » اما با این شیوه جدید دیگر اینطور نیست و شعاری که به آن اشاره کردم اینگونه شده است: « همه برای یک نفر » . آن یک نفر دیگر فقط به منافع اقتصادی خودش فکر می کند. در حال حاضر این افراد که به فکر منافع خودشان هستند می روند از این کشتارگاه ها کله و پاچه را می خرند و خودشان هم در سطح شهر توزیع می کنند. وزارت جهاد کشاورزی و وزارت بازرگانی با شرکت تعاونی تهیه و توزیع کله تهران همکاری نمی کنند تا حلوی اینها را بگیریم. نامه نگاری هم کردیم و به گوش مسئولان هم رساندیم. شرکت تعاونی تهیه و توزیع کله پز ها که محل آن هم در شوش است و از سال 43 تا کنون هم فعالیت دارد هدفش این است کله پاچه هایی که از شهرستان ها به تهران می آید به شکل ارزان به دست شهروندان برساند. یعنی قصد شرکت این است که دلال ها کله را گران نکنند.

در حال حاضر قیمت های کله و پاچه چگونه است؟

مغازه داران 18 هزار تومان به صورت خام کله را از واسطه ها می خرند در حالیکه شرکت تعاونی همین محصول را با 14 هزار تومان توزیع می کند. ما از کشتار گاه ها نمی توانیم خریداری کنیم چرا که واسطه ها پیش خرید کردند. ما از مشهد و شیراز خریداری می کنیم.

یعنی یک فرآیندی که کاملا به سود دلالان است. نامه نگاری های شما در این رابطه با مسئولان به جایی نرسیده است؟

ما برای وزیر بازرگانی نامه نوشتیم و به گوش مجمع هم رساندیم اما اثری به همراه نداشت. همانطور که اشاره کردم دلال ها کله خام را 18 هزار تومان به فروش می رسانند در حالیکه ما می رویم از مشهد کله می آوریم با قیمت 14 هزار تومان و به دست مغازه دار هم با قیمت 15 هزار تومان می رسانیم. اخیرا مجمع اصناف ما را احضار کردند و اعلام کردند تعداد 5 واحد صنفی کله پزی از ما شکایت کردند که چرا قیمت را از 23 هزار تومان بالاتر نمی برید؟ در واقع این 5 واحد صنفی گلایه داشتند که به دلیل افزایش قیمت حامل های انرژی باید قیمت کله و پاچه را بالا برد. در صورتیکه ما اعتقاد داریم واحد صنفی باید 15 هزار تومان کله خام را تهیه کند و با قیمت 23 هزار تومان به فروش برساند. فروش بیش از 23 هزار تومان تخلف است.

ولی قبول دارید در حال حاضر در اکثر واحد های صنفی بیش از این قیمتی که شما اشاره کردید کله و پاچه به فروش می رسد؟

بله. می روند و محصول خام را آزاد می خرند. بیایند با ما همکاری کنند. وقتی کله و پاچه گران شود دیگر خریدار وجود نخواهد داشت. در حال حاضر 5 واحد صنفی از اتحادیه شکایت کردند که قیمت ها را باید بالاتر ببرند چرا که واحد های صنفی شان در مکان مناسبی واقع شده و وفروش بسیار خوبی هم دارند. ما اعتقاد داریم این یک غذای سنتی است و نباید گران شود. گران شود ، فروش آن کم خواهد شد. در حالتی که کله و پاچه افزایش قیمت پیدا کند مردم جنوب شهر دیگر برای خرید مراجعه نمی کنند. مگر یک کارمند چه قدر درآمد دارد؟ ممکن است در بالای شهر حتی برخی افراد خودروی خود را بد جا پراک کنند و جریمه آن را هم بپذیرند تا کله و پاچه با قیمت گران بخورند اما مردم جنوب شهر را نمی توان نادیده گرفت. یک غذای سنتی است. با معاون اصناف هم صحبت کردم و گفتم ارزان فروختن جرم است؟ گفت: « نه ». حتی به من گفتند فلان واحد صنفی 6 میلیون تومان برایش پول برق آمده است و باید قیمت ها افزایش پیدا کند. در پاسخ گفتم: « اولا بررسی کنید این 6 میلیون برای چند ماه است و دوما اینکه این ها در زیر مغازه شان سردخانه دارند و هزاران کله را آنجا نگهداری می کنند. » حتی یک مثال هم برایش زدم. گفتم به طور مثال من 40 تا کله به قیمت 15 هزار تومان تهیه کردم و آن را به فروش رساندم. یعنی 600 هزار تومان برای خرید مواد اولیه هزینه کردم و 100 هزار تومان هم هزینه یک روز دو کارگر و هزینه ها ی جانبی مانند نان و غیره است. هر دست را هم 18 هزار تومان فروختم که می شود 920 هزار تومان. 700 هزار تومان هزینه اش را اگر کم کنیم در یک روز 220 هزار تومان سود کرده ام. دیگر چه می خواهم؟ خدا برکت بدهد.

علت اصلی اینکه برخی از واحد های صنفی کله را از شرکت نمی خرند چیست؟

می گویند کشتار تهران است. از سوی دیگر شرکت تعاونی را هم حمایت نمی کنند. در حال حاضر 18 کشتارگاه وجود دارد و صاحب کشتارگاه به قیمت های دلخواه به واسطه ها می فروشد.

یعنی تایید می کنید در توزیع کله و پاچه مافیا وجود دارد؟

بله. مافیا داریم. زیاد هم هستند. من در زمان ریاست سابق اتحادیه مطرح کردم که وقتی رییس اتحادیه، خود در امر واسطه گری مشغول باشد دیگر صنف جان نمی گیرد. ایشان کله های مشهد را که باید به شرکت تعاونی تعلق می گرفت را به شخصه خریداری می کرد. ما هم و غممان این است که شرکت تعاونی کله را توزیع کند و واسطه ها قیمت را بالا نبرند. خوب این مافیا است . به چه کسی باید بگوییم؟ ما در شرکت تعاونی برای اعضای مان اس ام اس می کنیم که کله را با قیمت 14 تا 15 هزار تومان بیایند خریداری کنند اما مافیای قدرت نمی گذارد.

شورای اصناف چطور؟ به موضوع وارد شده است؟

بعید می دانم بتواند کاری کند. اگر کاری می توانست انجام دهد که مطرح می کردیم. ما دلمان می خواهد تمام سفره های اعضای صنف مان رنگارنگ شود اما نمی گذارند. متاسفانه تاکنون تلاش های ما از طریق شورای اصناف و وزارت بازرگانی برای برخورد با این مافیا و تقویت توزیع کله و پاچه از طریق تعاونی قدیمی و با اصالت توزیع ناکام مانده است.

راهکاری برای واحد هایی که اذعان دارند هزینه های شان گران تر است از سوی مجمع مطرح شده است؟

بله. مرا صدا کردند و گفتند که درجه بندی کنید. مگر یک زبان به چند مدل است؟ یک زبان پایین شهر به یک شکل است و در بالای شهر هم همان شکل را دارد. وزن که ندارد.

خودتان هر دست کله و پاچه را چه قدر به فروش می رسانید؟

من در نزدیکی مهدیه تهران واحد صنفی دارم. بیایید و بررسی کنید. همان 23 هزار تومانی که مورد تایید اتحادیه است. یعنی دقیقا همان قیمتی که مصوب است.

طباخی هایی که با قیمت بیش از 23 هزار تومان محصول خود را به فروش می رسانند در واقع قیمت سرویس هایی که ارائه می کنند را می گیرند؟

نباید قیمت را افزایش دهند و باید 23 هزار تومان به فروش برسانند. یعنی چیزی به اسم پول سرویس نداریم. برای 5 مغازه که نمی شود همه صنف را آتش زد. به اطلاع اتحادیه رسانده اند که در حوالی تهران یک واحد صنفی کله و پاچه را هر دست 50 هزار تومان به فروش می رساند. یکی از دوستان ما مراجعه کرده بود و با ابراز اطلاع از قیمت 23 هزار تومانی به مسئول آن واحد صنفی هشدار داده بود که شکایت خواهد کرد. در آخر هر دست کله و پاچه را از همان واحد صنفی با قیمت 23 هزار تومان خریداری کرده است. یعنی این نشان می دهد که 27 هزار تومان بیشتر از مردم پول می گیرند.

تمام تلاش اتحادیه این است که این غذای سنتی برای تمام مردم قابل خرید و مصرف باشد ولی عده ای فقط در پی گران کردن آن هستند که موجب کاهش فروش و تعطیلی برخی واحدهای این صنف به خصوص در جنوب تهران خواهد شد.

به میزان تقاضای موجود کشتار وجود دارد؟

بله. کشتار روزانه به میران تقاضای موجود نیست و کله پاچه ها را در سردخانه ها نگهداری می کنند. این سبب افت کیفیت نمی شود و فقط بر قیمت تاثیر گذار است. کله های مازاد هر روز هم به سردخانه ارسال می کنند نگهداری می کنند.

در تهران چند واحد صنفی در زمینه فروش کله و پاچه وجود دارد؟

350 واحد صنفی مشغول به فعالیت هستند.

سوالی که وجود دارد این است که طباخی فعالیت سودده ای است؟

برای جنوب شهری ها خوب نیست اما در منطقه ای که طبقه متوسط و بالا سکونت دارند شغل سود ده ای است. یعنی برخی واحد های صنفی در جنوب شهر حتی زیان هم می دهند و تعطیل کرده اند اما در مناطق رو به بالای شهر به نظرم شغل سود ده ای است. در حال حاضر با وجود هدفمندسازی یارانه ها هنوز این صنف سودآور است و با همان قیمت دستی 23 هزار تومان دارای مشتری قابل توجه است

خبرآنلاين

+ نوشته شده توسط مهران در Tue 9 Aug 2011 و ساعت 12:10 |
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
دوشنبه 10 مرداد 1390 - ساعت 12:55
شماره خبر: 100850311958
باکويي خبر داد:
کاهش دانشجوي ايراني در اوکراين
جام جم آنلاين: رایزن علمی و سرپرست دانشجویان ایرانی در بلاروس و اوکراین با بیان اینکه تعداد دانشجویان ایرانی در اوکراین به ثلث تعدادی که در سه سال گذشته در این کشور تحصیل می کردند رسیده است، گفت: میانگین سنی دانشجویان ایرانی در اوکراین افزایش پیدا کرده است.

علی باکویی در گفتگو با مهر، درباره آمار دانشجویان ایرانی در اوکراین گفت: بر اساس فهرستی که وزارت علوم اوکراین در اختیار رایزنی علمی جمهوری اسلامی ایران قرار داده است در حال حاضر یک هزار و 496 دانشجوی ایرانی در اوکراین مشغول به تحصیل هستند. این درحالیست که آمارهایی که در سه سال گذشته از تعداد دانشجویان ایرانی در اوکراین عنوان می شد از حضور 4 تا 6 هزار دانشجوی ایرانی در اوکراین خبر می داد.

رایزن علمی و سرپرست دانشجویان ایرانی در بلاروس و اوکراین با بیان اینکه تعداد دانشجوی ایرانی در اوکراین کاهش یافته است، گفت: یک هزار و 496 دانشجوی ایرانی تقریبا در 21 دانشگاه و آکادمی اوکراین تحصیل می کنند که 658 نفر دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد، 130 نفر دانشجوی مقطع دکتری و 578 نفر نیز دانشجوی مقطع کارشناسی هستند.

وی افزود: 130 نفر ایرانی نیز سال گذشته به قصد تحصیل در مقاطع مختلف دانشگاه های اوکراین تازه وارد اوکراین شده و دوره زبان را می گذرانند.

به گفته رایزن علمی و سرپرست دانشجویان ایرانی در بلاروس و اوکراین، جمعیت دانشجویان ایرانی در اوکراین در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری بیشتر از جمعیت دانشجویان ایرانی در مقطع کارشناسی است.

علی باکویی افزود: بنابراین میانگین سنی دانشجویان ایرانی شاغل به تحصیل در اوکراین بیشتر شده و طبیعی است که هر قدر سن دانشجو بالاتر رود پختگی بیشتری نیز پیدا می کند.

وی درباره رشته هایی که دانشجویان ایرانی در اوکراین بیشتر در آنها تحصیل می کنند، گفت: 690 نفر از دانشجویان ایرانی شاغل به تحصیل در اوکراین در رشته های مربوط به وزارت بهداشت اعم از پزشکی، دندانپزشکی و رشته های مرتبط تحصیل می کنند، 550 نفر در رشته های فنی و بقیه دررشته های علوم پایه و موسیقی و رشته های دیگر.

باکویی تعداد دانشجویان ایرانی در بلاروس را حدود 300 نفر اعلام کرد و گفت: 120 نفر از این دانشجویان در رشته های پزشکی و دندانپزشکی تحصیل می کنند و بقیه در رشته های غیرپزشکی شاغل هستند.

+ نوشته شده توسط مهران در Mon 1 Aug 2011 و ساعت 13:45 |
فارس گزارش مي‌دهد
گربه‌ها ديگر شكارچي موش‌هاي اتريشي پايتخت نيستند

خبرگزاري فارس: زنجيره قديمي كه سگ گربه شكار مي‌كرد و گربه موش را به‌هم خورده است و حالا ديگر موش‌هاي ترسو شجاع شده و به مصاف گربه‌ها مي‌روند.


به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، ‌موش پستانداري است كوچك از راسته جوندگان كه از گذشته با محيط زندگي انسان‌ها سازگار بوده، خسارات فراواني به منابع غذايي وارد مي‌كند و از عوامل انتشار و انتقال بيماري‌هايي مانند طاعون است.

موش‌ها به محيط‌هاي ساكت و تاريك كه حرارت معين و ثابت و همچنين رطوبت نسبي داشته باشد علاقه‌مند هستند. اين جانور موذي معمولاً روزها در لانه استراحت مي‌كند و شب‌ها براي تغذيه بيرون آمده، در سطل‌هاي زباله جولان مي‌دهد.

موش در گذشته موجودي ترسو بود ولي اكنون به دليل اينكه ديگر شكارگر طبيعي ندارد، شجاع شده و به‌راحتي در خيابان‌ها پرسه مي‌زند و از انسان‌ها نمي‌ترسد.

سال گذشته مسئولان شهري اعلام كردند كه برخي موش‌هاي پايتخت بلژيكي هستند ولي مثل اينكه امسال نژاد موش‌ها تغيير كرده و به گفته حيدرزاده مشاور شهردار تهران در امور محيط زيست كه به تازگي مسئوليت‌ ريشه‌كن كردن موش‌ها را در تهران به‌عهده گرفته است، موش‌هاي قهوه‌اي تهران اتريشي هستند.

* موش‌ها به راحتي سم را از بدنشان دفع مي‌كنند
---------------------------------------------------------

محمدهادي حيدرزاده، مشاور شهردار تهران در امور محيط زيست با بيان اينكه سه نوع موش قهوه‌اي، سياه و خانگي در تهران وجود دارد به خبرنگار فارس مي‌گويد: موش‌هاي قهوه‌اي عمدتا وارداتي هستند و منشاء اصلي آنها از كشور اتريش است.

مشاور شهردار تهران در امور محيط زيست با تأكيد بر اين موضوع كه قدرت زادوولد موش زياد است، مي‌گويد: موش‌ها به سرعت تكثير مي‌شود و به همين دليل است كه تعداد آنها در شهر روز به روز بيشتر مي‌شود.

مشاور شهردار تهران در امور محيط زيست معتقد است كه موش يكي از مشكلات اساسي شهر تهران است و صرفاً مبارزه با اين جانور نمي‌تواند كافي باشد.

وي ادامه مي‌دهد: دليل اينكه در چند سال گذشته نتوانسته‌ايم جواب بگيريم اين بود كه از سم براي از بين بردن موش‌ها استفاده مي‌كرديم.

حيدرزاده اضافه مي‌كند: احتياج به يك مديريت راهبردي در بخش توليد زباله، جمع‌آوري و همچنين كمك مردم داريم تا بتوانيم اين مشكل را برطرف كنيم.

مشاور شهردار تهران در امور محيط زيست تصريح مي‌كند: اينكه مي‌گويند موش يك جانور موذي است به اين دليل است كه سريعا سم را از بدنش دفع مي‌كند و اگرنه تاكنون با سم مي‌توانستيم اين حيوان را ريشه‌كن كنيم.

وي با بيان اينكه برنامه جامع‌ براي از بين بردن موش‌ها داريم مي‌گويد: اين برنامه به‌عنوان سند فرادستي براي رفع اين معضل در شهر است.

مشاور شهردار تهران در امور محيط زيست با اشاره به اينكه در حال حاضر موش‌ها از مردم نمي‌ترسند، مي‌گويد: به دليل تنوع تغذيه و توسعه جمعيتي كه داشتند و تغييرات فيزيولوژيكي داشتند ديگر از مردم نمي‌ترسند.

+ نوشته شده توسط مهران در Tue 19 Jul 2011 و ساعت 11:6 |

قلب آخرین وارث امپراتوری اتریش و مجارستان به خاک سپرده شد

۱۳۹۰/۰۴/۲۷

قلب آخرین وارث امپراتوری اتریش- مجارستان روز یکشنبه بنا بر وصیت او و سنت رایج خانوادگی درمجارستان به خاک سپرده شد.
اوتو فون هابزبورگ، روز چهارم ژوییه (سیزدهم تیرماه) در ۹۸ سالگی درگذشت. جسد او روز شنبه ( بیست پنجم تیرماه) در وین، پایتخت اتریش، دفن شد.
اوتو فون هابزبورگ در سال ۱۹۱۲میلادی شش سال پیش از سقوط امپراطوری اتریش-مجارستان در پایان جنگ جهانی اول به دنیا آمد.

+ نوشته شده توسط مهران در Mon 18 Jul 2011 و ساعت 9:57 |

آخرین مالک قانونی این تابلو تاجری به نام ویکتور زوکرکندل بود

حراجی ساتبی در نیویورک اعلام کرد که روز دوم نوامبر امسال اثری از گوستاو کلیمت، نقاش نوگرای اتریشی را به حراج خواهد گذاشت. انتظار می‌رود که حراج با مبلغ پایه ۲۵ میلیون دلار شروع شود.

این اثر کلیمت را نیروهای آلمان نازی در جنگ جهانی دوم به غارت برده بودند، اما اینک به ورثه قانونی آن برگشته است.

گوستاو کلیمت تابلوی "لیتزبرگ کنار آترزه" را در پایان سال ۱۹۱۴ نقاشی کرده است.

تابلو چشم‌انداز زیبای دهکده‌ای را در کنار دریاچه‌ای در غرب اتریش نشان می‌دهد.

تابلو چهارگوش و هر ضلع آن ۱۱۰ سانتیمتر است.

رنگ مسلط آن سبز است و به سبک آشنای کلیمت با ریزه‌کاری‌های ظریف مینیاتوری و تزیینی نقاشی شده است.

آخرین مالک قانونی این تابلو تاجری به نام ویکتور زوکرکندل بود.

او در سال ۱۹۲۷ درگذشت و از آنجا که فرزندی نداشت، دارایی او به خواهرش امالی ردلیش رسید.

خانم ردلیش، مانند هزاران یهودی دیگر، در سال ۱۹۴۱ به دست مأموران نازی گرفتار شد.

پلیس گشتاپو او را به اردوگاه کار اجباری فرستاد و اموال او، از جمله تابلوی کلیمت را ضبط کرد.

این اثر در سال ۱۹۴۴ به "موزه مدرنیته" زالسبورگ سپرده شد.

تابلو بر اثر بی‌دقتی آسیب دید. پس از پایان جنگ، موزه به مرمت تابلو پرداخت.

بازگشت اموال غارتی

در اتریش در سال ۱۹۹۸ قانونی به تصویب رسید که موزه‌ها را موظف می‌کرد آثار ضبط شده توسط رژیم نازی را به صاحبان اصلی آنها مسترد دارند.

به پیروی از این قانون، موزه‌های گوناگون کشور، حدود ده هزار تابلوی ارزشمند، که توسط نازی‌ها مصادره شده بودند، را به بازماندگانِ مالکان اصلی آنها بازگرداندند.

تا نیمه سال ۲۰۱۰ مالک واقعی تابلوی کلیمت برای موزه زالسبورگ شناخته نبود، اما پس از کندوکاو فراوان سرانجام مالک واقعی آن شناخته شد.

"موزه مدرنیته" زالسبورگ اطمینان می‌دهد که ژرژ ردلیش، مردی ۸۳ ساله که در مونترآل کانادا زندگی می‌کند، تنها وارث امالی رادلیش، و بنابرین مالک اصلی تابلو است.

ژرژ رادلیش موافقت کرده است که دو میلیون دلار از قیمت فروش تابلو را به موزه زالسبورگ اعانه کند.

گوستاو کلیمت در سال ۱۸۶۲ در وین به دنیا آمد و در سال ۱۹۱۸ درگذشت. او یکی از برجسته‌ترین نقاشان مدرن آغاز قرن بیستم شناخته می‌شود.

+ نوشته شده توسط مهران در Sat 16 Jul 2011 و ساعت 18:8 |
میانجیگری راست‌گرایان اتریش در بحران لیبی

حزب راست‌گرای اتریش با ایفای نقشی فعال در بحران لیبی می‌کوشد وجهه خود در عرصه بین‌المللی را افزایش دهد. نماینده "حزب آزادی اتریش" پس از دیدار با طرفداران قذافی در طرابلس، حملات ناتو علیه لیبی را "ناموجه" خواند.

معمر قذافی، رهبر لیبی، حاضر به کناره‌گیری از قدرت نیست و برای بقای خود دست به اعمال شگفت‌آوری می‌زند. قذافی در اواسط ماه ژوئن از رئیس فدراسیون شطرنج جهان دعوت کرد به طرابلس برود و با او شطرنج بازی کند.

همزمان قذافی نمایندگانی نیز به کشورهای روسیه، فرانسه و ترکیه گسیل داشت تا به کمک کشورهای خارجی راه حلی برای وضعیت متزلزل دولتش در لیبی بیابند. گرچه از محتوای دقیق گفت‌وگوی نمایندگان قذافی با سیاستمداران خارجی گزارشی منتشر نشده، اما آلن ژوپه، وزیر امور خارجه فرانسه، پس از دیدار با نماینده لیبی خبر از برکناری احتمالی قذافی داد. البته بزودی مشخص شد که گفت‌و‌‌گوی نماینده قذافی با سیاستمداران فرانسه از جدیت کافی برخوردار نبوده است.

"اشپیگل آنلاین" در گزارشی از اقدام جدید قذافی برای گفت‌وگو با سیاستمداران راست‌گرای اتریش پرده برداشته است. در این گزارش آمده است که هاینتس کریستیان شتراخه، رهبر حزب دست‌راستی اتریش (FPÖ) به طرابلس دعوت شده «تا از اوضاع لیبی بطور مستقیم اطلاع کسب» کند و شاهد «تهاجم ناتو» به این کشور باشد.

بنا به گزارش "اشپیگل‌آنلاین"، پس از چندین بار نامه‌نگاری میان دولت لیبی و حزب راستگرای اتریش سرانجام مقدمات سفر داوید لازار، یکی از اعضای این حزب به طرابلس، فراهم می‌شود. در روز جمعه (۲۴ تیر/۱۵ ژوئیه) لازار به لیبی سفر می‌کند و با همراهی رسمی ماموران وزارت امور خارجه لیبی از بیمارستان‌هایی دیدن می‌کند، که ظاهراَ محل مداوای «مجروحان حملات ناتو» هستند.

قذافی در جمع برخی سران پیشین عرب، از راست: حسنی مبارک، قذافی، عبدالله صالح و زین‌العابدین بن‌علی Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: قذافی در جمع برخی سران پیشین عرب، از راست: حسنی مبارک، قذافی، عبدالله صالح و زین‌العابدین بن‌علی لازار مدعی شد که سفر خود به لیبی را با مقامات ناتو و سفارت‌خانه‌های کشورهای غربی در میان گذاشته است. اما سفارت آمریکا در وین اعلام کرد که از سفر نماینده این حزب به لیبی اطلاعی دریافت نکرده است.
داوید لازار در گفت‌وگویی تلفنی با "اشپیگل آنلاین" گفت: «ما خوشحالیم که دست‌کم یک نفر از اروپا این زحمت را به جان ‌خرید تا مستقیماَ از رخدادها در لیبی باخبر شود.»

لازار تاکید کرد که «اتریش کشوری کوچک است و همیشه بی‌طرفی خود را حفظ کرده است. شاید بدین خاطر سودمند باشد که برای پایان دادن به نزاع ‌در لیبی پیش‌قدم شود». قرار است لازار ملاقاتی نیز با سیف‌الاسلام قذافی، پسر قذافی، داشته باشد. وی در این سفر دیداری نیز با هواداران قذافی داشته است.

پس از این ملاقات لازار مدعی شد که در لیبی تاکنون فردی از مخالفان قذافی را ندیده و این امر دلیل «ناموجه بودن حمله‌های ناتو» به این کشور است.

مناسبات دیرینه راست‌گرایان با قذافی

حزب راست‌گرای اتریش که خود را "حزب آزادی" می‌نامد دارای روابط طولانی با حکومت قذافی است. این روابط در زمان "یورگ هایدر"، رهبر پیشین این حزب، برقرار شده بود. هایدر در سال ۲۰۰۸ میلادی در یک سانحه رانندگی درگذشت.

گرچه هایدر پیش از مرگش دیگر با "حزب آزادی" همکاری نداشت، اما شتراخه، رهبر کنونی حزب، روابط خوب خود با قذافی را حفظ کرد. شتراخه به "اشپیگل آنلاین" گفت: «حزب ما نمی‌خواهد در امور منطقه دخالت کند، اما ما مناسباتی در اینجا داریم و می‌توانیم کمک‌هایی بکنیم.»

کسب وجهه بین‌المللی

حزب راست‌گرای اتریش که در حال حاضر در اپوزیسیون قرار دارد، مایل به کسب وجهه بین‌المللی است و می‌کوشد از این طریق در عرصه سیاست خارجی اتریش نیز نقشی فعال ایفا کند. آخرین نظرسنجی‌ها در اتریش نشان می‌دهند که تعداد آرای "حزب آزادی" در حال حاضر برابر با آرای حزب سوسیال دمکرات، به عنوان نیرومندترین حزب حکومت ائتلافی است.

هاینتس کریستیان شتراخه، رهبر حزب راست‌گرای اتریشBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: هاینتس کریستیان شتراخه، رهبر حزب راست‌گرای اتریشرهبران راست‌گرای اتریش همیشه کوشیده‌اند با اقداماتی نمایشی در عرصه سیاست خارجی نظر دیگران را به خود جلب کنند. یورگ هایدر کمی پیش از آغاز جنگ در عراق، به بغداد سفر کرد و با صدام حسین دیدار داشت. وی همچنین در سال ۲۰۰۷ میلادی به عنوان میانجی تلاش کرد که پرستارهای بلغاری را از لیبی آزاد کند. هایدر در هیچ‌ مورد موفق به انجام کاری نشد.

سفر مسئولان حزب راست‌گرای اتریش به لیبی تنها فعالیت جدید این حزب در عرصه بین‌المللی به شمار نمی‌آید. چندی پیش حزب راست‌گرایان اتریش کوشید میان رژیم اسد و مخالفان وی در سوریه نیز میانجیگری کند. به گفته رهبر این حزب، این مذاکرات همچنان ادامه دارند.

+ نوشته شده توسط مهران در Sat 16 Jul 2011 و ساعت 18:1 |
رفع تبعیض جنسیتی در سرود ملی اتریش

فعالان زن اتریشی سال‌ها به متن سرود ملی کشورشان معترض بودند. در متن این سرود، وطن به «پسران بزرگ» تشبیه شده است. دولت اتریش اکنون با تصویب قانونی خبر از تغییر این متن می‌د‌هد. «دختران» به سرود ملی اتریش اضافه می‌شود.

اتریش، سرزمینی کوچک و آرام است که کمی بیش از ۸ میلیون نفر جمعیت دارد. مردم اتریش، که در سرزمینی باقی‌مانده از امپراطوری بزرگ اتریش زندگی می‌کنند علاقه‌ای به جار و جنجال ندارد و کمتر خبرساز می‌‌شوند. سرود ملی این کشور هم به گوش کمتر کسی آشناست.

این سرود حتی در بازیهای جام‌جهانی فوتبال زنان یا مردان یا بازیهای المپیک هم کمتر نواخته می‌شود. با تمام اینها، زنان برابری‌خواه اتریش از سال‌ها پیش به متن سرود ملی‌کشورشان معترض بودند. دراین سرود که ملت اتریش را نمایندگی می‌کند وطن به «پسران بزرگ» تشبیه شده است.

تشکیل کمیته‌ای برای تغییر متن هماهنگ با آهنگ سرود ملی

فعالان زن اتریشی سال‌ها در مورد تغییر بحث و جدل کرده بودند. به نظر می‌رسد که با افزایش شمار سیاستمداران زن در دولت و پارلمان اتریش سرانجام زمان تغییر فرار رسید. دولت اتریش اعلام کرده است امکان تغییر متن سرود ملی را فراهم می‌کند.

تصویری از وین، پایتخت اتریشBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: تصویری از وین، پایتخت اتریشسخنگویان زن سه حزب ائتلاف دولت؛ یعنی حزب محافظه‌کار مردم، سبزها و سوسیال‌دمکرات‌ها، پنج‌شنبه (۲۳ تیر/۱۴ ژوئیه) در یک کنفرانس خبری در وین، پایتخت اتریش از تصویب قانونی برای در تغییر متن سرود ملی در پاییز خبر دادند.

البته از آنجا که قرار نیست آهنگ سرود ملی تغییر کند، متن باید به گونه‌ای تغییر داده شود که روان خواندن آن بر روی آهنگ ممکن باشد.

از این رو دولت اتریش دستور تشکیل کمیته‌ای از کارشناسان فن را داده که قرار است گزینه مناسبی برای تغییر متن سرود ملی این کشور پیدا کنند.

رسانه‌های اتریشی در حال حاضر دو گزینه را مطرح کردند. یکی «وطن دختران و پسران بزرگ» به جای «وطن تو پسران بزرگی» و دیگری «وطن تو دختران بزرگ و پسران بزرگ هستی» است.

+ نوشته شده توسط مهران در Thu 14 Jul 2011 و ساعت 23:24 |

دو قله از رشته کوه آلپ به فروش می‌رسد

به روز شده: 19:56 گرينويچ - شنبه 11 ژوئن 2011 - 21 خرداد 1390

زیبایی مناظر کوهستان‌های اتریش شهرت جهانی دارد

دو قله از کوه های آلپ در اتریش به قیمت ۱۲۱ هزار یورو به فروش می رسد.

بوندس ایموبیلین گزلشافت، شرکت معاملات املاک دولتی اتریش، این دو قله ۲۶۰۰ متری را که در منطقه تیرول شرقی در این کشور واقع است برای فروش عرضه کرده است.

این شرکت اعلام کرده است که از دو قله گروسه کینیگات و روسکوف می توان زیباترین منظره کوه های آلپ را تماشا کرد.

با این حال به خریداران احتمالی این قله ها اعلام شده است که اجازه نخواهند داشت دور ملک خود حصار بکشند و همه باید اجازه داشته باشند از آنجا عبور کنند. با این حال مردم محل از اینکه این قله ها به فروش گذاشته شده است، ناراحت هستند.

در یکی از این قله ها بنای یادبود کشته شدگان نبردی در جنگ جهانی اول ساخته شده است.

ژوزف آوزرلخنر، شهردار روستای کارتیتش به خبرگزاری اتریشی APA گفته است: "برای من عجیب است که چرا باید الان قله کوه را فروخت." او افزوده: " در یونان، جزیره می فروشند و در اتریش کوهستان را."

کسانی که مایل به خرید این قله ها هستند تا ۸ ژوییه ( ۱۷ تیر) وقت دارند که تقاضای خود را اعلام کنند. روزنامه محلی کلاین زایتونگ اعلام کرده است تا کنون بیست نفر برای خرید این قله ها ابراز علاقه کرده اند.

+ نوشته شده توسط مهران در Sun 12 Jun 2011 و ساعت 4:44 |

در یک عملیات نادر جراحی، پزشکان ، بدن یک زن مبتلا به سرطان را بطور کامل از ناحیه کمر به دو نیم کرده، یکی از پاها و بخشی از لگن خاصره او را جدا کردند و سپس دو بخش مذکور را به هم پیوند دادند.

"جنیس اولسون" که ساکن شهر وینی پگ در استان منیتوباست، هم اکنون پس از بهبودی ، بر روی ویلچر به زندگی خود ادامه می دهد.

اولسون دلیل تن دادن به چنین عمل خطرناکی را ، عشق به همسر و دو فرزند خود اعلام کرد.

وی افزود من شنیده بودم از هر 4 نفر، یک نفر مبتلا به سرطان می شود و تعداد خانواده ما هم 4 نفر بود! ... اگر یک نفر از بهشت می آمد و از من می پرسید:" یکی از شما چهار نفر باید به سرطان مبتلا شوید، قطعا من خودم را انتخاب می کردم، چون حاضر به دیدن درد و رنج همسر و فرزندانم نیستم."

ماجرای خانم السون که از برنامه پربیننده "Today’s Show" شبکه NBC آمریکا پخش شد، الهام بخش بسیاری از بیماران سرطانی گشته است.

وی در سن 28 سالگی که دخترش متولد شده و باردار پسرش بود، احساس درد شدیدی در ناحیه کمر داشت که تصور می کرد ناشی از حاملگی باشد، اما کم کم دردها بقدری شدید شد که شب ها نمی توانست بخوابد.

پزشک او پس از آزمایش، خبر شوک آوری را به او داد. السون یک تومور سرطانی بزرگ در استخوان لگن خاصره خود داشت.

مدتی پس از وضع حمل، السون به مدت 20 ساعت، در کلینیک مایو در آمریکا، تحت عمل جراحی قرار گرفت و مدت یک سال نیز طول کشید تا به کمک همسر و فرزندانش، زندگی روزمره خود را با وضعیت جدید هماهنگ سازد.

TakeDel.Com | بالاترین برگ ایرانیان

اضافه می شود، خبرنگاران رسانه های مختلف، برای مدت ها در انتظار انجام مصاحبه با او بودند ، اما سرانجام وی امروز راضی شد، درباره تجربه عجیب زندگی خود، با رسانه ها سخن بگوید.

+ نوشته شده توسط مهران در Sun 29 May 2011 و ساعت 22:9 |
گل خواستار لغو محدوديت هاي رواديدي اتحاديه اروپا براي اتباع تركيه شد
تهران - 'عبدالله گل' رئيس جمهوري تركيه محدوديت هاي اعمال شده اتحاديه اروپا در رابطه با صدور رواديد براي اتباع كشورش را غيرمنصفانه خواند و بر ضرورت لغو اين محدوديت ها تاكيد كرد

 

به گزارش روز سه شنبه خبرگزاري آسوشيتدپرس از وين، گل كه روز دوشنبه براي گفت وگو با مقامات و دولتمردان اتريش به اين كشور سفر كرده، گفت كه كشورش 16 سال پيش به عضويت اتحاديه گمركي اتحاديه اروپا درآمده است و دروازه هاي خود را به روي اعضاي آن بازكرده است اما، دردسرها و مشكلات مربوط به تشريفات اداري مانع از حضور و فعاليت بازرگانان و ساير اتباع تركيه در كشورهاي عضو شده است.
گل پس از ملاقات با همتاي اتريشي اش در گفت وگو با خبرنگاران افزود، اتحاديه اروپا مذاكرات مربوط به رواديد را با روسيه و اوكراين آغاز كرده، اما در مورد تركيه چنين كاري نكرده است.
وي شرايط موجود در رابطه با صدور رواديد براي اتباع تركيه را غيرمنصفانه خواند و بر ضرورت گفت وگوي مجدد در باره اين مقوله تاكيد كرد.
حدود 250 هزار ترك تبار در اتريش زندگي مي كنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهران در Tue 3 May 2011 و ساعت 12:5 |

دوربردترين حمله در تاريخ نيروی هوايی ايران چگونه انجام شد؟

فانتوم‌های اف ۴ ایران در آسمان تهران

فانتوم‌های اف ۴ ایران در آسمان تهران

۱۳۹۰/۰۲/۰۱
۳۰ سال پيش در چنين روزهایی در فروردين سال ۱۳۶۰، هشت فروند فانتوم و بمب‌افکن اف ۴ ايرانی دوربردترين حمله هوايی در تاريخ نيروی هوايی ايران را به انجام رساندند. (۱)

این حمله به پايگاه‌های سه‌گانه الوليد در منطقه صحرای شام و در نزديکی مرزهای عراق با اردن و عربستان انجام شد.

اين پايگاه‌ها که در دورترين نقاط از جبهه‌های جنگ ايران و عراق قرار داشتند محل ذخيره هواپيماهای دورپرواز عراق از جمله بمب‌افکن‌های توپولوف روسی بودند.



خلبان‌های ايرانی که اين عمليات را ۷ ماه پس از شروع جنگ ايران و عراق انجام دادند فارغ‌التحصيلان اواخر دهه ۴۰ و اوايل دهه ۵۰ هجری شمسی ارتش ايران بودند.

بمب‌افکن‌های ايرانی شرکت‌کننده در اين عمليات که با احتساب دو فروند بمب‌افکن ذخيره ده فروند بودند تماما از پايگاه هوايی شکاری سوم شاهرخی (نوژه) همدان به هوا بلند شدند.

سرتيپ خلبان فرج‌الله برات‌پور، فرمانده اين حمله و معاون عمليات وقت پايگاه هوايی همدان، در تشريح اين حمله گفته است که هواپيماهای ايرانی اين عمليات را از آن رو انجام دادند که توان نيروی هوايی عراق برای حمله به رزمندگان ايرانی در جبهه‌های نبرد زمينی را کاهش دهند. (۲)

مسير هوايی معمولی از پايگاه هوايی سوم شکاری همدان به پايگاه‌های هوايی الوليد در شرايط معمولی از ميانه کشور عراق عبور می‌کند، اما بمب‌افکن‌های ايرانی با رفتن به سوی شمال غربی ايران و با عبور رادار خاموش از نوار مرزی ترکيه و عراق از شمال عراق عبور کرده و سپس با رساندن خود به مرزهای سوريه و عراق و سپس حرکت به سوی جنوب غربی عراق خود را به مرزهای اردن و عربستان رسانده و با دور زدن کامل خاک و فضای عراق اين پايگاه‌ها را بمباران کردند. (۳)

مسير تقريبی اين پرواز با برآورد فاصله زمينی حدود ۱۸۰۰ کيلومتر رفت و ۱۸۰۰ کيلومتر برگشت بوده و چون بمب‌افکن‌های ايرانی برای بمباران اين هدف بسيار دوربرد نياز به سوخت‌گيری هوايی داشتند، يک بوئينگ سوخت‌رسان نيروی هوايی ايران در عملياتی پيچيده به اين بمب‌افکن‌ها در مثلث مرزی سوريه – ترکيه و عراق سوخت‌رسانی کرد.

سرتيپ خلبان فرج‌الله برات‌پور، فرمانده اين حمله، می‌گويد که هشت هواپيمای اف چهار که در اين حمله شرکت داشتند پس از دور زدن خاک و فضای عراق و رسيدن به مرزهای عراق با اردن و عربستان به سه دسته تقسيم شدند و دو فروند به پايگاه اول الوليد، سه فروند به پايگاه دوم و سه فروند ديگر به پايگاه سوم حمله کردند. (۴)

در اين حمله هوايی ۴۸ فروند هواپيمای عراق بر روی باند و داخل آشيانه‌های پايگاه‌های الوليد نابود شدند. (۵)

دولت عراق در آن زمان اعلام کرد که بمب‌افکن‌های ايرانی پيش از حمله، در آسمان سوريه که از ايران در جنگ حمايت می‌کرد سوخت‌گيری کرده‌اند.
 
بعدها در ايران بر اساس اين حمله فيلمی سينمايی تحت عنوان «حمله به اچ ۳» ساخته شد (۶)، اما هرگز به طور رسمی معلوم نشد که خلبان‌های ايرانی دقيقا چگونه صدها و بلکه چند هزار کيلومتر را طی کرده، وارد فضای عراق شده و پس از بمباران پايگاه‌های الوليد به خاک ايران برگشتند.

سال‌ها بعد از پايان جنگ ايران و عراق، از سرتيپ فرج‌الله برات‌پور و ساير خلبان‌های ايرانی شرکت‌کننده در اين حمله تحت عنوان «اسطوره‌های نيروی هوايی ايران» تجليل شد.

منابع:

۱- روزنامه اطلاعات، ۲۰ فروردين ۱۳۶۰ 

۲- برای ديدن فيلم مستند اين حمله و سخنان سرتيپ خلبان فرج برات‌پور به آدرس زير بروید:
http://www.youtube.com/watch?v=۲pO۱۰PwRI۴c&feature=related

۳- همان

۴- همان

۵- روزنامه اطلاعات، ۲۳ فروردين ۱۳۶۰ 

۶- فيلم سينمايی مربوط به اين حمله در آدرس زير در اينترنت موجود است:
http://www.youtube.com/watch?v=sz۳kM۲FDM۶Q&feature=related
+ نوشته شده توسط مهران در Fri 22 Apr 2011 و ساعت 13:28 |

کاهش و قطع پرواز هواپیماهای اروپایی به ایران


iran-emrooz.net | Wed, 20.04.2011, 18:12

چهارشنبه ۳۱ فروردين ۱۳۹۰
جرس
در پی قطع سوخت رسانی به هواپیماهای اروپایی درفرودگاه‌های ایران، برخی از شرکت‌های هوایی اروپا پروازهای خود را به تهران کاهش داده‌اند و بعضی از آن‌ها نیز پرواز به ایران را قطع کرده‌اند.
به دنبال خودداری ایران از ارائه سوخت به چند شرکت هواپیمایی اروپایی در فرودگاه‌های ایران، هواپیمایی اتریش نیز روز چهارشنبه اعلام کرد که هواپیماهای این خط هوایی از این پس در ایران سوختگیری نمی‌شوند.
به گزارش رادیو فردا، می‌شائل براون، سخنگوی شرکت هوایی اتریش، در این زمینه به روزنامه اتریشی «وینِر تسایتونگ» گفته است که هواپیماهای این شرکت هوایی از این به بعد به جای پنج بار پرواز در هفته، سه پرواز به ایران خواهند داشت و برای تأمین سوخت مورد نیاز خود برای بازگشت به اتریش نیز، از تهران به باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان خواهند رفت.
آخرین هواپیمای این شرکت هوایی، روز سه شنبه در ایران سوخت دریافت کرد و از روز چهارشنبه دیگر امکان سوختگیری این هواپیما‌ها در خاک ایران فراهم نیست.
دو روز پس از آن آقای رحیمی بار دیگر تأکید کرد که ایران از عرضه سوخت به هواپیماهای اروپایی در ایران جلوگیری می‌کند، بسیاری از شرکت‌های هواپیمایی اروپایی از دریافت سوخت در ایران منع شدند.
به همین منظور خطوط هوایی هلند، کی‌ال‌ام، از این پس ناچار است در ادامه مسیر خود به ایران، در آتن، پایتخت یونان سوختگیری کند.
هواپیمایی لوفت هانزا که همه روزه به تهران پرواز دارد نیز برای مقابله با منع دریافت سوخت، نوع هواپیمای خود را تغییر داده و در پروازهای خود به ایران از بوئینگ ۷۴۷ استفاده می‌کند که نیازی به سوختگیری دوباره در فرودگاه‌های ایران ندارد.
در این می‌ان، هواپیمایی فرانسه، به طور کلی پروازهای خود به ایران را قطع کرده است.
تصمیم ایران به خودداری از ارائه سوخت به هواپیماهای اروپایی پس از آن صورت گرفت که در مهرماه سال گذشته، ایالات متحده آمریکا همراه با چهار غول نفتی اروپا؛ توتال فرانسه، انی ایتالیا، شل و استات اویل نروژ، توافق کردند که در فرودگاه‌های اروپایی به هواپیماهای ایران سوخت ندهند.
پس از اخذ این تصمیم، فرودگاه‌های فرانکفورت، هامبورگ، استکهلم، آمستردام و لندن از سوخت‌رسانی به هواپیماهای مسافربری ایران خودداری کردند و این هواپیما‌ها مجبور شدند برای سوختگیری، در فرودگاه وین به زمین بنشینند.
در سوم فروردین ماه، وین نیز از ارائه سوخت به هواپیماهای ایرانی خودداری کرد
+ نوشته شده توسط مهران در Thu 21 Apr 2011 و ساعت 0:24 |

«مبادلات تجاری میان ایران و اتریش در سال ۲۰۱۰ پنج برابر شد»

«شرکت نفت اتریش به عنوان تنها شرکت بزرگ اروپایی در نمایشگاه بین‌المللی نفت تهران شرکت می‌کند.»

«شرکت نفت اتریش به عنوان تنها شرکت بزرگ اروپایی در نمایشگاه بین‌المللی نفت تهران شرکت می‌کند.»

۱۳۹۰/۰۱/۲۴
در حالی که اتحادیه اروپا در سال ۲۰۱۰ تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی را تشدید کرده است، مبادلات تجاری میان اتریش و جمهوری اسلامی ایران در سال گذشته میلادی افزایش قابل توجهی داشته و میزان واردات مواد نفتی از ایران بیش از پنج برابر افزایش یافته است.

روزنامه اتریشی دی‌پرسه روز سه‌شنبه در گزارشی با استناد به تازه‌ترین آمارهای اعلام شده از سوی اداره آمار اتریش اعلام کرد، میزان واردات این کشور از ایران در سال ۲۰۱۰ میلادی در مقایسه با سال پیش از آن نزدیک به ۴۰۰ درصد افزایش داشته است.

همچنین میزان صادرات شرکت‌های اتریشی به ایران نیز در همین مدت شش ممیز دو دهم درصد افزایش را شاهد بوده است.

در این میان میزان واردات نفت خام و سایر مواد نفتی از ایران در سال ۲۰۱۰ در مقایسه با سال ۲۰۰۹ میلادی بیش از ۵۰۰ درصد افزایش داشته است.

افزایش مبادلات تجاری اتریش با جمهوری اسلامی ایران در حالی صورت گرفته است، که شورای امنیت سازمان ملل متحد در سال گذشته میلادی تحریم‌ها علیه ایران را تشدید کرده و از این کشور خواسته است، به فعالیت‌های حساس هسته‌ای خود که قابلیت کاربرد در ساخت جنگ‌افزارهای هسته‌ای را نیز دارد، پایان بخشد.

همچنین علاوه بر این تحریم‌ها، کشورهای عضو اتحادیه اروپا نیز تحریم‌های جداگانه‌ای علیه جمهوری اسلامی وضع کرده‌اند که دامنه آن به مراتب فراگیرتر از تحریم‌های شورای امنیت است.

به دنبال تشدید تحریم‌های شورای امنیت واعمال تحریم‌های جداگانه اتحادیه اروپا علیه جمهوری اسلامی ایران، بسیاری از شرکت‌‌ها و بانک‌های بزرگ اروپایی روابط تجاری خود را با ایران قطع کرده و یا از سطح این روابط کاسته‌‌اند.

با این حال بر اساس آمارهای منتشر شده از سوی اداره آمار اتریش در سال ۲۰۱۰ میلادی، شرکت نفت این کشور ۶۷۲ هزار تن نفت خام از ایران وارد کرده و در این سال حدود هشت درصد از نفت مورد نیاز عمده‌ترین پالایشگاه شرکت نفت اتریش از ایران وارد شده است.

همچنین سون پوسوالد، سخنگوی شرکت نفت اتریش با تایید تقاضای رو افزایش برای نفت ایران در اتریش از حضور این شرکت به عنوان تنها شرکت بزرگ اروپایی در نمایشگاه بین‌المللی صنعت نفت تهران، که قرار است در اواخر ماه آوریل برگزار شود، خبر داده است.

گفتنی است، در اوایل بهمن ماه سال گذشته خورشیدی سایت ویکی‌لیکس اسنادی را منتشر کرده بود که از همکاری گسترده شرکت‌های اتریشی با جمهوری اسلامی ایران در زمینه تامین جنگ‌افزار و فن‌آوری پیشرفته حکایت داشت.

در اوایل سال ۲۰۰۷ میلادی نیز ارتش آمریکا اعلام کرده بود، حدود ۱۰۰ قبضه تفنگ بسیار پیشرفته ۵۰ میلی‌متری را که قابلیت نفوذ به خودروهای زره‌پوش را نیز دارد، از افراد مسلح در عراق کشف کرده است.

پیشتر شرکت اتریشی اشتایرمنلیشر ۸۰۰ قبضه از این تفنگ‌های دوربین‌دار را با وجود مخالفت آمریکا برای استفاده در مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر در اختیار جمهوری اسلامی قرار داده بود.
+ نوشته شده توسط مهران در Wed 13 Apr 2011 و ساعت 9:35 |
چگونه مریخ نورد آینده بروی سطح مریخ مینشیند   ـ۲۴۶ کلیک MediaType Bookmark youtube.com
+ نوشته شده توسط مهران در Mon 11 Apr 2011 و ساعت 20:36 |
گفته ها و ناگفته هایی از پرچم جمهوری اسلامی ایران
آرم جمهوری اسلامی را چه کسی طراحی کرد؟
یک مشتِ گره کرده با چندستاره، آرم تصویب شده برای جمهوری اسلامی بود. حتی اسکناس هایش هم چاپ شده بود که ناگهان آیت الله هاشمی رفسنجانی از قم زنگ می زند و دستورجمع آوری آنها را می دهد.
كدخبر: ۳۲۹۳
تاريخ: ۱۲ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۳:۱۸

محمدرضااسدزاده - یک مشتِ گره کرده با چندستاره، آرم تصویب شده برای جمهوری اسلامی بود. حتی اسکناس هایش هم چاپ شده بود که ناگهان آیت الله هاشمی رفسنجانی از قم زنگ می زند و دستورجمع آوری آنها را می دهد. با مخالفت آقای هاشمی، امام نیز قانع شده و آرم ارسال شده به دفتر قم را تنفیذ می کند.

او که فروردین 58 طرح آرم خود را به دفتر امام در قم فرستاد و اتود ارسالی اش، پس از تایید و تماس تلفنی آیت الله هاشمی رفسنجانی، آرم پرچم جمهوری اسلامی شد، هنرمند تهرانی الاصلی است با چهره ای جدی که دیگرحاضر نیست دراین باره سخنی بگوید. او سی سال است که دیگر هیج جا و در هیچ رسانه ای حرفی از این کارش نزده است.

دکتر"حمید ندیمی" امروز استاد درس نظریه و روش‌های طراحی در رشته معماری دانشگاه شهید بهشتی است. دوباره با او تماس گرفتم. اگرچه می دانستم سه دهه است که سکوت کرده و با هیچ رسانه ای گفت وگو نمی کند. گفت که به هیچ وجه حاضر به گفت وگو نیست. اگر در سرچ گوگل، نام او را جست وجو کنید، تنها یک عکس یافت می شود. آن نیز عکسی است که در سایت دانشگاه شهید بهشتی وجود دارد. یک بار پیش از این وقتی از او خواستم تا دلیل این پنهان شدنش را بگوید، خندید و تنها یک جمله کوتاه گفت: "نیازی نیست." اصرار که کردم، گفت: " قصد لوس کردن خودم را که ندارم. بفهمید که چرا نمی‌خواهم نامی یا عکسی از من منتشر شود. متوجه می‌شوید؟"

خیلی اصرار داشتم تا بدانم چه دلیلی دارد استاد معماری ای که خودش اهل هنر است، حاضر نباشد عکسی از او منتشر شود؟ باری یک پاسخ کوتاه دیگر شنیدم:" چه لزومی دارد مردم چهره مرا بشناسند؟» . پیش از این نیز گفته بود: " اکراه دارم خودم را به این مسایل سنجاق کنم. مردم چهره مرا نبینند، خیلی بهتر است. اگر فردا ضد انقلاب شدم چه؟ پس کاری به من نداشته باشید."

ندیمیحمید ندیمی - طراح آرم پرچم جمهوری اسلامی ایران

نخستین گفت وگوی او سال 1359 در روزنامه جمهوری اسلامی منتشر شد. فردای روزی بودکه آرم جمهوری اسلامی به تنفیذ امام خمینی رسید. دومین و آخرین گفت وگوی او نیز در مجله پاسدار اسلام در سال 1362 چاپ شد؛ و پس از آن دیگر هیچ. 
او خودش را ازمعرفی شدن در رسانه ها پنهان می کند و دلیل این پنهان شدنش، رازی است برای انها که خواسته اند به هر نحوی به او نزدیک شوند.

ماجرای طراحی آرم از جایی آغاز شد که پس از رفراندوم جمهوری اسلامی و به دستور امام تصمیم گرفته می شود تا نمادهای طاغوتی برچیده شده و نمادهای اسلامی جایگزین آن شود. 
در نخستین اقدام تغییر نشان "شیر و خورشید" و پرچم ایران مطرح می شود. نشانی که سابقه اش به علائم پرچم های ایرانیان در دوره باستان برمی گشت و پس از ورود اسلام به ایران، به دلیل دوری از اتهام آتش‌پرستی و خورشیدپرستی این نشانی از پرچم ایرانی پاک شده بود.

پرچم ایران
تصویری که به سده‌ی چهارم پیش از میلاد بر می گردد و در موزه آرمیتاژ روسیه نگهداری می شود.

اما در زمان صفویان، شاه اسماعیل که نسل خود را از یک سو به شاهان ساسانی و از سوی دیگر به امام کاظم(ع) می‌رساند، دستور داد تا نشان "شیروخورشید" به طور رسمی بر پرچم ایرانیان باز‌گردد. در زمان ناصرالدین شاه قاجار نیز شمشیری به دست این شیر داده شد. احمد کسروی درباره‌ تاریخ نشان شیروخورشید کتابی ۳۴ صفحه‌ای نوشته است که کتابی نایاب است .

پرچم ایران پرچم ایران تا پیش از انقلاب اسلامی

امام خمینی در 10 اسفند سال 57 خواستار تغییر نشان "شیر و خورشید" شد واعلام کرد: "ما یک مملکت محمدی ایجاد می‌کنیم. بیرق ایران نباید بیرق شاهنشاهی باشد، آرم‌های ایران نباید آرم‌های شاهنشاهی باشد، باید آرم‌های اسلامی باشد. از همه وزارتخانه‌ها، از همه ادارات، باید این شیر و خورشید منحوس قطع بشود، علم اسلام باید باشد. آثار طاغوت باید برود. اینها آثار طاغوت است؛ این تاج، آثار طاغوت است؛ آثار اسلام باید باشد." (صحیفه امام، ج 6، ص 275)

پس از آن با فراخوان سراسری دولت موقت، طراحی نشان جدید آغاز و طرح‌های بسیاری به دفتر نخست‌وزیری ارسال می شود و در ابتدا، طرح ندیمی مورد قبول واقع نمی شود.

در مسابقه‌ای که برای طرح آرم جمهوری اسلامی برگزار شد، ابتدا آرم دیگری که در آن یک مشت گره‌کرده به همراه چند ستاره دیده می‌شد، به تصویب می رسد و در نهایت بر روی اسکناس‌های آن دوران چاپ می شود.

ندیمی طرح آماده شده خود را به دفتر امام در قم ارسال می‌کند. وقتی آیت الله هاشمی رفسنجانی طرح آرم را می بیند، خدمت امام نشان می دهد و درخواست می کند که آرم تغییرکند. با تایید امام، هاشمی رفسنجانی فوری دستور می دهد تا آرم های منتشر شده جمع آوری شوند. همان شب آیت الله هاشمی رفسنجانی با ندیمی تماس می‌گیرد و خبر از تنفیذ آرم توسط امام در 19 اردیبهشت 1359 می‌دهد و از او می‌خواهد تا روی طرح پرچم نیز کار بکند. (به نقل از گفته های دکتر ندیمی)

پرچم ایران اتود آرم ارسال شده توسط ندیمی در سال 58

در آن سال ها پس از تصویب طرح، شایعه می شود که این طرح، آرم گروه سیک ها در هندوستان است و سپس انتقادهایی به شکل 22 الله اکبر روی پرچم می شود که می گفتند در الله‌اکبر عبارت (USA) دیده می‌شود. البته ندیمی علی رغم میل باطنی اش، طرح الله اکبرها را تغییر می دهد و پس از ان در گفت وگو با روزنامه جمهوری اسلامی به تببین طرح خود می پردازد.

پرچم ایران  طرح آرم سیک های هندی/ اطلاعات بیشتر درویکی پدیا

آیا این آرم برگرفته از آرم گروه سیک های هندوستان است؟

پاسخ دکتر ندیمی در سال 59 در روزنامه جمهوری و کیهان:

" هلال‌های تعبیه‌شده در این آرم از نقش مبارکی ریشه می‌گیرد که حضرت رسول (ص) بارها با شمشیر مبارکشان به عنوان امضا بر روی شن‌ها ترسیم کرده‌اند. این طرح پنج بخش دارد که نشان‌دهندهء پنج اصل دین است. اصل توحید را در حکم عمود دو ساقهء اصلی در میان خود دارد. علاوه بر کلمهء الله که در ترکیب اصلی آن دیده می‌شود، لااله‌الاالله نیز در آن مستتر است. جزء قائم میانی در ترکیب با شکل تشدید ( ّ ) که در خط فارسی و عربی نشانهء شدت است، شمشیر را تداعی می‌کند؛ این همان تعبیر کلمهء «حدید» است. تقارن‌های این آرم هم نشانهء تعادل و توازن است؛ این همان میزان است. بزرگ‌ترین و اصلی‌ترین ویژگی این آرم همان بیان کلمهء الله است که قالب و محتوا را در خود جای داده است. آرم به صورت کروی طراحی شد تا نشان‌دهندهء پیام جهانی آن باشد. "

توضیحات  ندیمی در سال 62 در مجله پاسدار اسلام:

ندیمی در سال 1362 برای دومین بار و آخرین بار در گفت وگویش با مجله پاسدار اسلام درباره تبیین مفاهیم اثرش می‌گوید: " علاقه داشتم برای جهان اسلام یک نشان درست کنم. وقتی حضرت امام فرمودند که نشان شیر و خورشید باید عوض شود و کشور به نشان جدیدی نیازمند است، به صورت جدی ایده‌ام را پی‌گیری کردم و به مرور سیاه‌مشق‌های قبلی پرداختم. در این نماد سه رکن اساسی حکومت اسلامی از دیدگاه قرآن وجود دارد یعنی کتاب، ترازو و آهن و یا به عبارت قرآنی کتاب، میزان و حدید. جزء قائم میانی، در ترکیب با شکل تشدید که در خط فارسی و عربی نشنه شدت است شمشیر را تداعی می‌کند، قائم و ایستاده که خود نماد و قدرت و استحکام و ایستادگی است و این برداشت تعبیری از کلمه حدید است در کتاب الله (... انزلنا الحدید فیه باس شدید) و ترکیب کاملا متقارن شکل بیانی از حالت تعادل و توازن که این نیز برداشتی تعبیری است از کلمه میزان در کتاب خدا. والسماء رفعها و وضع المیزان.

پنج جزء تشکیل‌دهنده علامت که اگر به پنج اصل پایه دین برگردد اصل توحید را در حکم عمود و ساقه اصلی در میان دارند، گذشته از آنکه در ترکیب کلی خویش کلمه الله را بیان می‌کنند و عصاره‌ای از کلمه توحید یعنی لا اله الا الله را نیز در دستور خود مستتر دارند. خطوط هلالی‌های طرح که در یک دایره محاط است با تداعی نصف‌النهارهای کره جهانی بودن دعوت اسلام را تجسم می‌بخشند. کلمه الله به صورت کروی طراحی شده تا نشان‌دهنده پیام جهانی آن باشد. هلالی‌های تعبیه شده در این آرم از نقش مبارکی ریشه می‌گیرد که حضرت رسول (ص) بارها با شمشیر مبارک‌شان به عنوان امضا بر روی شن‌ها ترسیم کرده‌اند اما پس از آن وی پرچم را نیز طراحی نمود. "

او در توضیح طرحش ادامه می دهد: " این پرچم به امید دادن به دست حکومت امام زمان (عج) طراحی شد. رنگ‌های سبز و سفید و سرخ، علامت مخصوص جمهوری اسلامی و شعار الله اکبر همگی از ارکانی هستند که در قانون اساسی برای پرچم ایران در نظر گرفته شده‌اند."

دکتر ندیمی از شعار بودن الله اکبر، تکرار را اقتباس می‌کند: " این شعار یازده بار در رنگ سرخ و یازده بار در رنگ سبز یعنی بیست و دو بار تکرار می‌شود و این اشاره‌ای است به بیست و دوم بهمن 57. قالب راست گوشه خط نوشته الله اکبر یادی است از کوبندگی این شعار و این همان خطی است (خط بنایی) که شعار الله اکبر را بر بلندای اذان و بر گنبدها و مناره‌های الله اکبر در مساجد اسلامی نقش می‌کرده و اکنون بر بلندای پرچم ایران نشسته است. کلمه قرمز الله منقوش بر پرچم جمهوری اسلامی بیانگر مبدأ و منت‌های آفرینش است الی الله المصیر و هدف و غایت حکومت اسلامی را نشان می‌دهد."

یک اظهارنظر در دیدارخصوصی:

او در سال های اخیر در یک دیدار خصوصی اظهار داشت: " «من که اصلاً این‌کاره نبودم. این طرح را باید گرافیست‌های بزرگ می‌کشیدند. کارِ من نیست. این کاری خدایی است، به من ربطی ندارد. این است که دوست ندارم خودم را سنجاق کنم. افراد فانی را به مسایل باقی متصل نکنید.»

+ نوشته شده توسط مهران در Sun 3 Apr 2011 و ساعت 16:37 |
شركت اتريشي فروش سوخت به ايران اير را متوقف كرد

با پايان سوخت‌رساني به ناوگان هوايي ايران در وين، هواپيماهاي ايران اير مجبور به فرود در فرودگاه‌هاي بوداپست و پراگ هستند. تحريم‌ بين‌المللي تاثير مستقيم خود را آشكار كرده و سفر هوايي از ايران به اروپا را مختل ساخته است.

بوئينگ ۷۴۷ ايران اير

شركت اتريشي "او ام فا" (OMV) فروش سوخت به شركت هواپيمايي جمهوري اسلامي، "ايران اير" را متوقف كرد. اين كنسرن انرژي يكي از آخرين شركت‌هايي به شمار مي‌آمد كه وظيفه سوخت‌رساني به هواپيماهاي ايراني در اروپا را برعهده داشت.

 

بنا به گزارش روزنامه "وينر تسايتونگ"‌، قرارداد شركت "او ام فا" كه در روز چهارشنبه (۲۳ مارس/۳ فروردين) با ايران اير به پايان رسيده بود ديگر تمديد نشد. اين بدين معناست كه هواپيماهاي ايراني ديگر قادر به دريافت سوخت ‌از اين شركت در فرودگاه‌هاي اتريش نيستند. شركت "او ام فا" در ديگر فرودگاه‌هاي اروپايي نيز به معاملات خود با جمهوري اسلامي پايان داده است.

 

در ماه‌هاي گذشته هواپيماهاي ايران اير به مقصدهاي فرانكفورت، آمستردام، استكهلم و ديگر شهرهاي اروپايي فرودي نيز در فرودگاه وين داشتند، تا سوخت مورد نياز خود را از شركت "او ام فا" دريافت كنند.

 

در پي اعمال تحريم‌هاي بين‌المللي عليه جمهوري اسلامي، از اواسط سال ۲۰۱۰ ميلادي كنسرن‌هاي بزرگ انرژي همچون "بريتيش پتروليوم"، "شل"، "توتال" و شركت كويتي" Q8" معاملات خود با ايران را متوقف كردند. از اين زمان به بعد "ايران اير" كوشيد فرودگاه وين را تبديل به ايستگاه سوخت‌رساني خود كند.

 

بنا به گزارش روزنامه اتريشي "استاندارد"، شركت "او ام فا" سرانجام به درخواست دولت آمريكا مبني بر رعايت تحريم‌هاي بين‌المللي گردن نهاد و به جمع شركت‌هايي پيوست كه از فروش سوخت به ايران خودداري مي‌كنند.

 

سون پوس‌والد، سخنگوي شركت "او ام فا"، در گفت‌وگويي با "وينر تسايتونگ" گفت: «شركت "او ام فا" به عنوان كنسرني بين‌المللي همواره در چارچوب مقررات معتبر، تحريم‌هاي اتحاديه اروپا، سازمان ملل متحد و آمريكا عليه تهران را رعايت كرده است. بدين دليل "او ام فا" تصميم گرفت كه قرارداد خود با ايران را ديگر تمديد نكند، زيرا اين عمل بر خلاف تحريم‌هاي آمريكا بود.»

 

روزنامه "وينر تسايتونگ" مي‌نويسد كه «واشنگتن تاكنون بارها به صورت كتبي و شفاهي از شركت "او ام فا" خواسته بود كه معاملات خود با ايران را هر چه زودتر متوقف كند، در غير اينصورت "عواقب سختي" در انتظار اين شركت خواهد بود».

 

شركت "او ام فا" در پاييز ۲۰۱۰ نيز قرارداد خود با ايران در زمينه استخراج گاز در پروژه پارس جنوبي را فسخ كرد و تمامي معاملات خود را متوقف ساخت. حال آخرين معامله اين شركت با جمهوري اسلامي نيز به پايان رسيده است.

 

محدوديت براي ناوگان هوايي ايران اير

 

شركت هواپيمايي ايران اير كه به دلايل متعددي از جمله عدم دسترسي به هواپيماهاي جديد و قطعات يدكي به شدت آسيب ديده است، با نبود سوخت در فرودگاه وين مجبور به كاهش پروازهاي خود به اروپاست.

ناوگان هوايي ايران به علت فرسودگي تاكنون بارها دچار سانحه‌هايي مرگبار شده است

در تابستان ۲۰۱۰ ميلادي نخستين محدوديت‌ها از سوي اتحاديه اروپا بر ايران اير اعمال شد. بسياري از هواپيماهاي ايراني به علت فقدان استانداردهاي ايمني از پرواز به فرودگاه‌هاي اروپايي محروم شدند. تنها ۲۰ هواپيما از ۶۰ هواپيماي ايران اير مجوز پرواز به اروپا را دريافت كردند. در اين ميان مي‌توان به ايرباس‌هاي فرسوده "آ ۳۰۰" و "آ ۳۱۰" اشاره كرد.

 

اين نوع از هواپيماي ايرباس به خاطر ظرفيت‌ خود قادر نيست مسافت طولاني رفت وبرگشت از تهران به شهرهاي اروپايي را بدون سوخت‌گيري مجدد پشت سر نهد. حال با از دست دادن سوخت شركت "او ام فا" در وين، هواپيماهاي ايران مجبورند در فرودگا‌ه‌هاي پراگ و بوداپست فرود آيند. در اين فرودگاه‌ها ايران مي‌تواند احتمالاَ از شركت‌هاي روسي سوخت دريافت كند. گرچه سوخت اين شركت‌ها گران است، اما اين شركت‌ها همچنان داراي روابط معاملاتي با ايران هستند.

 

سردرگمي مسافران ايران اير

 

در روز چهارشنبه (۲۳ مارس/۳ فروردين) نخستين هواپيماي "ايران اير" قرباني اين تغييرات جديد شد. اين هواپيماي ايراني كه قرار بود از وين بطور مستقيم به تهران پرواز كند، به علت كمبود سوخت مجبور به نشست در فرودگاه بوداپست شد.

 

يكي از مسافران ضمن انتقاد از سياست اطلاع‌رساني شركت هواپيمايي "ايران اير" گفت: «ما مي‌بايست راس ساعت ۱۶ از وين به تهران پرواز مي‌كرديم، اما پس از دو ساعت تاخير متوجه شديم كه نشستي نيز در بوداپست داريم. سرانجام با چند ساعت تاخير به تهران رسيديم. اگر از اول به ما اين مسايل را گفته بودند، هرگز با "ايران اير" پرواز نمي‌كرديم.»

 

بنا به گزارش روزنامه "وينر تسايتونگ"، دفتر مركزي ايران اير در تهران با هزاران مسافر سر در گم مواجه است و هنوز راه‌حلي نهايي براي پرواز آنان به اروپا نيافته است.

 

مسافران از سياست اطلاع‌رساني "ايران اير" ناخشنودند و تغيير مسيرهاي پيش‌بيني نشده و تاخير طولاني در پروازها سبب خشم آنان شده است. "ايران اير" براي جذب دوباره مسافران سقف بار آنان را از ۳۰ كيلو به ۴۰ كيلو افزايش و برعكس بهاي بليط  در برخي از مسيرها را كاهش داده است

+ نوشته شده توسط مهران در Sat 26 Mar 2011 و ساعت 18:27 |
چشمان فاطمه كوچولو در انتظار ياري نوع ‌دوستان

زمان براي بازگشت بينايي به چشمان «فاطمه» كوچولو به سرعت مي گذرد و آخرين فرصت «فاطمه» كوچولو در گروي اعزام اين دخترك همداني به كشور روسيه است، سفري كه هزينه تامين آن از توان خانواده اين كودك پنج ساله خارج است.

به گزارش خبرنگار «حوادث» خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، «فاطمه» كوچولو كه در تيرماه سال گذشته شوهرعمه‌اش در يك انتقام‌جويي خانوادگي اقدام به ريختن آهك در چشمانش كرده بود، براي ادامه درمان چندي پيش به همراه پدرش به شيراز رفت.

دكتر غفاريه، پزشك معالج چشمان «فاطمه ـ ك» درباره آخرين وضعيت پزشكي اين دختربچه به خبرنگار ايسنا، گفت: متاسفانه چشم راست «فاطمه» به آب سياه پيشرفته مبتلا شده است و امكان بازگشت بينايي آن وجود ندارد.

آخرين شانس «فاطمه» اعزام به مسكو است

وي افزود: چشم چپ او نيز در حال سوراخ شدن است و آخرين شانس «فاطمه» اعزام آن به منظور گرفتن قرنيه مصنوعي به مسكو است.

غفاريه ادامه داد: هماهنگي‌هاي لازم با يك مركز پزشكي در روسيه انجام شده است و «فاطمه» براي ادامه درمان بايد به اين مركز فرستاده شود.

وي درباره هزينه‌هاي اين سفر اظهار كرد: برآورد اوليه ما اين است كه «فاطمه » به منظور گذراندن دوره درمان در مرحله اول احتياج به 10 تا 12 هزار دلار پول دارد.

 «ايمان مبعلي» بخشي از هزينه مورد نياز براي اعزام اين كودك به روسيه را تقبل كرده است

اعزام «فاطمه» بايد پيش از پايان سال جديد صورت گيرد

نويد نامور، فيلمسازي كه اقدام به ساخت فيلم مستند از حادثه دلخراش ريختن آهك در چشمان اين دختربچه كرده است نيز درباره تامين هزينه درمان «فاطمه» به ايسنا گفت: تاكنون «ايمان مبعلي» فوتباليست، بخشي از هزينه مورد نياز براي اعزام اين كودك به روسيه را تقبل كرده است، اما هنوز براي ادامه مسير درمان اين خانواده‌ با مشكل مالي روبرو هستند.

وي با بيان اينكه اعزام اين دختر به كشور روسيه آخرين فرصت باقي‌مانده براي درمان است، افزود: مراحل اعزام فاطمه بايد پيش از پايان سال صورت گيرد كه اميدواريم در يكي دو هفته باقي‌مانده مبلغ مورد نياز از سوي افراد خير براي «فاطمه» تامين شود.

 تاريخ رسيدگي به پرونده «فاطمه» كوچولو تجديد شد

هاله سادات‌سري، وكيل «فاطمه» هم درباره روند رسيدگي به پرونده اين دختر5ساله به خبرنگار ايسنا اظهار كرد: بنا بود كه جلسه رسيدگي به اين پرونده در سوم اسفندماه امسال تشكيل شود اما به علت مسائل مربوط به شعبه مورد نظر، تاريخ رسيدگي تجديد شد.

وي با بيان اينكه طول دوره درمان «فاطمه» كه شش‌ماه تعيين شده است، در ارديبهشت‌ماه سال آينده به پايان مي‌رسد، افزود: در حال حاضر متهم اين پرونده در بازداشت بسر مي‌برد.

چشمان «فاطمه» كوچولو در انتظار ياري نوع‌دوستاني است تا هزينه‌هاي عمل در روسيه را تامين كنند در عين حال پيشنهاد مي‌شود يك سازمان و نهاد درماني يا حمايتي به صورت داوطلبانه با مديريت كمك‌هاي اهدايي روند درمان اين كودك را پيگيري كند.

به گزارش ايسنا، حادثه دلخراش ريختن آهك در چشمان «فاطمه» كوچولو در تيرماه سال گذشته در روستايي در شهرستان قروه سنندج رخ داد كه براثر آن دو چشم اين دختر 5/4 ساله دچار عارضه شد به طوري كه تاكنون چندين عمل جراحي از جمله پيوند قرنيه انجام شده است و بنابراعلام پزشك معالج فاطمه آخرين فرصت بازگشت بينايي چشمان «فاطمه» كوچولو در گروي فرستادن اين دختر پنج ساله به كشور روسيه است كه البته بدون تامين هزينه‌هاي مالي امكان پذير نخواهد بود.

+ نوشته شده توسط مهران در Tue 15 Mar 2011 و ساعت 0:17 |

فوروم فارسی ايرانيان در وين

! يک فوروم متفاوت برای بزرگتر ها